يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى آن جماعتى كه ايمان آوردهايد
إِنَّمَا الْخَمْرُ
اينست و جزين نيست كه شراب قليل آن و كثير آن
وَ الْمَيْسِرُ
و قمار هر قسمى كه باشد از نرد و شطرنج و تخمبازى و گردكان بازى و غير آن
وَ الْأَنْصابُ
و بتانى كه نصيب كردهاند براى عبادت و از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله مرويست كه مراد از « أنصاب » ذبح كردن حيوانات است براى بتان چنانچه در آيهء ديگر وارد شده كه «
وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ
»
وَ الْأَزْلامُ
و تيرها كه عادت أهل جاهليت بود جهت قمار چنانچه در صدر اين سوره دانستى يا جهت استخاره چنانچه بر بعضى از تيرها مينوشتهاند كه « أمرنى ربى » و بر بعضى مينوشتهاند كه « نهانى ربى » و بر بعضى هيچ نمينوشتهاند و بعد از آن هر چه از آن تيرها بر مىآمده موافق أمر و نهى عمل مىكردهاند و اگر تير نانوشته بيرون مىآمده از سر مى گرفتهاند .
رِجْسٌ
پليد است و كريه ، و عقل و شرع از آن كاره است
مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ
ناشيست از عمل شيطان و وسوسهء آن
فَاجْتَنِبُوهُ
پس اجتناب كنيد از اين رجس كه امور مذكوره است
لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ
تا آنكه شما رستگار شويد بسبب اين اجتناب و احتراز پوشيده نماند كه بعضى از مفسرين « رجس » را بمعنى نجس حمل كردهاند چنانچه شيخ طايفهء محقهء ناجيه رضى اللَّه عنه در كتاب تهذيب الاحكام فرموده : « ان الرجس هو النجس بلاخلاف » و مراد او از بلاخلاف بدون مخالفت علماء اماميه است اگر چه نزد أهل لغت بمعنى ديگر نيز آمده باشد ، پس بنا بر اين « رجس » خبر خواهد بود از « الخمر » و خبر باقى امور مذكوره مقدر است يعنى آنها قبايحند يا حرامند ، زيرا كه مقصود بالذات از نزول اين آيهء كريمه حكايت خمر است و ساير متعاقبات بر سبيل تبعيت و بالعرض مذكور شدهاند چنانچه در سبب نزول تصريح شده بنا بر اين آيه دلالت بر نجاست خمر مىكند و شيخ الطايفه و سيد مرتضى رضى اللَّه عنهما دعوى اجماع بر نجاست خمر كردهاند و مىتواند كه مراد از اجماع اجماع أهل عصر ايشان باشد پس آنچه بعضى گفتهاند كه : « اين اجماع با خلاف صدوق و ابن ابى عقيل