تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 695

مساهمون:

ص٦٩٥
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى آنان كه ايمان آورده‌ايد
لا تُحَرِّمُوا
حرام مگردانيد يعنى منع مكنيد بر نفسهاى خود
طَيِّباتِ ما أَحَلَّ اللَّهُ لَكُمْ
چيزهاى پاكيزه و لذيذ را از آنچه حلال گردانيده خداى تعالى براى شما
وَ لا تَعْتَدُوا
و در مگذريد از حدود خداى تعالى
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ
دوست نميدارد آنان را كه از حد او در گذرند .
وَ كُلُوا
و بخوريد أى مؤمنان
مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ
آن چيزى را كه روزى داده است شما را خداى تعالى
حَلالًا طَيِّباً
در حالتى كه مباح و پاكيزه است
وَ اتَّقُوا اللَّهَ
و بترسيد خداى را
الَّذِي
آن خدايى را كه
أَنْتُمْ بِهِ مُؤْمِنُونَ
شما به دو گرويدگانيد . على بن ابراهيم باسناد خود از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه اين آيه در شأن أمير المؤمنين عليه السّلام و بلال و عثمان بن مظعون نازل شده زيرا كه أمير المؤمنين عليه السّلام سوگند خورد كه ديگر هرگز شب خواب نكند ، و بلال قسم خورد كه در هيچ روزى روزه نگشايد ، و عثمان بن مظعون قسم ياد كرد كه ديگر با زن نزديكى نكند ، زوجهء عثمان بن مظعون كه در غايت حسن و جمال بود پيش عايشه رفت و عايشه به او گفت : چرا خود را چنانچه قبل اين بزيت و زينت آراسته مىكردى نكرده‌اى ؟ او در جواب گفت كه : آرايش من به جهت شوهر من بود او سوگند خورده كه با زنان نزديكى نكند و از دنيا گذشته پلاسى در گردن انداخته چون حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله بخانهء عايشه آمد عايشه زهد عثمان بن مظعون را بعرض حضرت رسالت پناه رسانيد ، حضرت بعد از استماع آن از خانهء عايشه بيرون آمده نداى صلاة جماعت در داد و بعد از اجتماع أصحاب حلف جناب رسالت پناه صلوات اللَّه عليه و آله بمنبر رفت و حمد و ثناى الهى بجا آورد گفت : چيست حال جمعى كه منع كردند بر نفسهاى خود طيبات را ؟ من كه پيغمبر خدايم شب خواب ميكنم و با زنان نزديكى مىنمايم و در روز افطار مىكنم پس هر كس از سنت من اعراض نمايد او از من نباشد ، پس أصحاب حلف برخاستند و بعرض رسانيدند