تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
در حالتى كه جاويد باشند در آن
وَ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ
و اينست جزاى نيكوكاران مجمل آنچه على بن ابراهيم در سبب نزول آيهء «
لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَةً
» تا «
وَ ذلِكَ جَزاءُ الْمُحْسِنِينَ
» گفته اينست كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله و اصحاب آن حضرت كه در مكه قبل از هجرت بحليهء ايمان آراسته شده بودند از آزار قريش دلتنگ شدند . حضرت هفتاد كس از اصحاب خود را كه يكى از ايشان جعفر بن ابى طالب رضى اللَّه عنه بود امر نمود كه بأرض حبشه هجرت نمايند و از آزار قريش آسوده گردند و ايشان بفرمودهء آن حضرت بحبشه رفتند و قريش كه خبر هجرت اصحاب را استماع نمودند عمرو بن العاص و عمارة بن وليد را بطلب اصحاب بحبشه فرستادند و چون ايشان به خدمت نجاشى پادشاه حبشه رسيدند طلب اصحاب پيغمبر كردند كه آنها را با خود به مكه برند نجاشى جعفر بن أبى طالب را طلبيد و آن جناب بدلايل حقه ثابت كرد كه رفتن ما با ايشان اصلا وجهى ندارد و بعد ازين بفرمودهء نجاشى بتلاوت سورهء مريم شروع نمود و چون بآيهء « 1 » «
وَ هُزِّي إِلَيْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ
» رسيد از شنيدن آن نجاشى بگريه افتاد و گفت : « به خدا قسم كه اين حق و صدق است » درين وقت باز عمرو بن العاص اظهار مطلب خود نمود نجاشى بغضب شده آن چنان سيلى بر روى عمرو زد كه خون از آن جارى گرديد و فرمود : اگر من بعد اظهار اين حرف نمايى حكم بقتل تو خواهم كرد و چون عمرو و عماره از رسيدن بمطلب خود نااميد شدند و عداوت قديم ميان اين دو كس ثابت بود عمرو بن عاص محيل به خدمت پادشاه حبشه اثبات عاشقى كنيز پادشاه با عماره كه جوان صاحب جمالى بود نموده او را بكشتن داد و خود جانى بسلامت به مكه برد ، و نجاشى سلطان حبشه سى نفر از قسيسين را با خوشبوئيها و جامه‌هاى پرقيمت و ماريهء قبطيه ام ابراهيم به خدمت حضرت خير البشر عليه و آله سلام اللَّه الملك الاكبر فرستاد كه تا ايشان ملاحظه أطوار و أوضاع آن حضرت نموده خبر به او رسانند ، و چون قسيسين
هامش
( 1 ) - آيهء 25 .