و حقيقت « بدا » ظهور مشيت و ارادهء جديده است در عالم نفوس كه آن نفوس منطبعهء فلكيه و قوى سماويه است يا در عالم اعيان بعد از آنكه ظاهر نبوده حتى در كلام امام الانس و الجن امام ثامن صلوات اللَّه عليه مذكور است كه خلق عالم فرديست از افراد بدا ، و ملخص كلام آنكه چون حق سبحانه و تعالى عالم بمصالح و شرايط وجود و عدم عالم و عالميانست و اين مصالح و شروط بحسب اختلاف أوقات و ازمنه مختلف مىشود پس معنى « بدا » تجديد تقدير الهى و اراده و مشيت اوست در هر وقتى كه بحسب شروط و مصالح منظوره نزد خالق اشياء عز و علا چنانچه ارادهء جديد ربانى بمقتضاى شرايط و اسباب تعلق ميگيرد بزيادتى عمر و مال شخصى ، بنقصان آنها در شخصى ديگر نيز تعلق ميگيرد «
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
» منقول از ملا محمد امين استرآبادى مكى رحمه اللَّه تعالى است كه گفته : « القول بالبداء ردّ على اليهود بحسب ما زعموا أنه تعالى فرغ من الامور لانه عالم فى الازل بمقتضيات الاشياء فقدر كل شىء على وفق علمه ، ملخص الرد أنه يتجدد له تعالى تقديرات و ارادات حادثة كل يوم بحسب المصالح المنظورة له تعالى » و بعضى از معاصرين علما را در تحقيق معنى بدا كلامى است كه اينمقام گنجايش ذكر آن ندارد و به طول مىانجامد و أحاديث ائمهء هدى عليهم السلام كه به حد تواتر معنوى رسيده ناطق بر آنست كه اقرار ببدا جزء ايمانست و كتاب كافى كافل ذكر آن أحاديث است محمد بن عمر بن عبد العزيز كشى در ضمن ذكر واقفه در رجال خود آورده كه حضرت امام رضا عليه السّلام فرمودند كه : آيهء «
وَ قالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
» در باب واقفه نازل شده زيرا كه ايشان ميگويند كه : امامى بعد از امام موسى كاظم عليه السّلام نيست پس خداى تعالى رد ايشان مىكند كه «
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
» و مراد از « يد اللَّه » در باطن قرآن امام است و يهودان يعنى واقفه ميگويند كه : دست دست خدا بسته است يعنى امامت منتهى به حضرت امام موسى عليه السّلام شد و حق تعالى ميفرمايد كه : دست خدا مبسوط است يعنى امام به غير از آن حضرت نيز خواهد بود . و چون