از شما و نه دينى بدتر از دين شما پس اين آيه نازل شد كه .
قُلْ
بگو اى محمد :
يا أَهْلَ الْكِتابِ هَلْ تَنْقِمُونَ مِنَّا
أى اهل كتاب آيا عيب و انكار ميكنيد ما را ؟ استفهام درين مقام استفهام انكاريست يعنى اى يهود عيب و انكار نمى كنيد ما را
إِلَّا أَنْ آمَنَّا
مگر از براى اينكه ايمان آوردهايم ما
بِاللَّهِ
بخداى مستجمع جميع صفات كمال
وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْنا
و به آنچه نازل شده بسوى ما كه قرآنست
وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلُ
و به آنچه نازل شده پيش از ما از توراة و انجيل و غير آنها
وَ أَنَّ أَكْثَرَكُمْ فاسِقُونَ
و مگر از براى آنكه ما ايمان آوردهايم به اينكه اكثر شما فسق كنندگانيد ، بنا برين اين كلام معطوف خواهد بود بر مجرور كه آن كلمهء « اللَّه » است تقدير كلام چنين مىشود كه « ما تنقمون منا الا أن آمنا باللّه و الا أن آمنا بما انزل الينا و الا ان آمنا بان اكثركم فاسقون » و به غير ازين توجيه توجيهات ديگر نيز كردهاند أما اين توجيه أقرب بفهم است .
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ
بگو اى محمد : آيا خبر دهم شما را
بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ
ببدتر ازين عيب كنندگان
مَثُوبَةً
از روى جزائى و عقوبتى كه ثابت است ايشان را
عِنْدَ اللَّهِ
نزد خدا ، لفظ « مثوبة » مستعمل است در خير چنانچه « عقوبت » مستعمل در شر است و درين مقام مراد از مثوبه عقوبت است بنا بر طريقهء دخول احد ضدين تحت ضد ديگر پس بيان آن جماعت مىكند
مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ
كسى كه لعنت كرد خداى او را و از رحمت شاملهء عامهء خود دور كرد
وَ غَضِبَ عَلَيْهِ
و خشم كرد بر او
وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ
و گردانيد از آن ملعونين به صورت ميمون
وَ الْخَنازِيرَ
و به صورت خوكان ، بعضى گفتهاند كه : مسخ بقرده براى أهل سبت است و مسخ بخنازير براى منكران مائدهء عيسى و از ابن عباس مرويست كه هر دو براى أصحاب سبت است زيرا كه جوانان ايشان به صورت قرده و شيوخ ايشان به صورت خنازير مسخ شدند
وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ
معطوفست بر صلهء « من » كه لعنه اللَّه است اى « و من عبد الطاغوت » يعنى و كسى كه عبادت كرد شيطان يا گوساله را
أُولئِكَ