تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
وَ قالَتِ الْيَهُودُ
و گفتند يهودان :
يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ
دست خدا بسته است يعنى روزى را بر مردم تنگ مىكند ، و غل يد كنايه از بخل است چنانچه بسط يد كنايه از جود است پس حق تعالى در رد ايشان ميفرمايد كه :
غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ
بسته باد دستهاى ايشان
وَ لُعِنُوا بِما قالُوا
و لعنت كرده شدند به آنچه گفتند
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
بلكه هر دو دست خدا گشاده است ، تثنيهء « يد » كنايه است از غايت جود حق تعالى زيرا كه نهايت جود و احسان انسان اينست كه بهر دو دست عطا كنند
يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
روزى ميدهد چنانچه خود ميخواهد على بن ابراهيم روايت كرده كه اين آيه رد بر يهود است كه ايشان نفى بدا ميكردند و ميگفتند كه خداى تعالى فارغ است از تقدير اشياء و ايجاد نميكند غير آنچه را كه در ازل تقدير كرده پس حق تعالى در رد ايشان ميفرمايد كه «
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
» يعنى قوت و قدرت الهى مبسوط است اگر خواهد بعضى چيزها را تقديم ميدهد و بعضى را تأخير ، و بعضى را زياده مىكند و بعضى را ناقص . و مر او راست بد او مشيت . عبارت روايت على بن ابراهيم اينست كه « قالوا اى اليهود قد فرغ اللَّه من الامر ، لا يحدث غير ما قد قدّره فى التقدير الاول ، فرد اللَّه عليهم فقال :
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ
اى يقدم و يؤخر و يزيد و ينقص و له البداء و المشية »
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 678 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي