تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 675

مساهمون:

ص٦٧٥
داده‌اند ايشان را كتاب كه توراة است
مِنْ قَبْلِكُمْ
پيش از شما
وَ الْكُفَّارَ
اى لا تتخذوا الكفار ، يعنى اخذ مكنيد كافران را كه كتاب بر ايشان نازل نشده
أَوْلِياءَ
دوستان خود
وَ اتَّقُوا اللَّهَ
و بترسيد از خداى تعالى ، و آنچه او نهى كرده ارتكاب آن منماييد
إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
اگر باشيد شما گرويدگان به خدا و برسول او ، زيرا كه اين گرويدن اقتضاء آن مىكند كه با منكرين خدا و رسول خدا دوستى نكنيد بلكه اقتضاء آن مىكند كه با اين قسم جماعت دشمنى ورزيد .
وَ إِذا نادَيْتُمْ
و چون ندا ميكنيد شما اى مؤمنان يعنى اذان مىگوييد و مردم را ميخوانيد
إِلَى الصَّلاةِ
بسوى گزاردن نماز
اتَّخَذُوها هُزُواً وَ لَعِباً
فرا ميگيرند آن نماز را يا اذان را سخريت و بازى چنانچه يهود بعد از استماع اذان و رؤيت نماز مسلمانان بر ايشان ميخنديدند
ذلِكَ
اين سخريت و استهزاء از ايشان
بِأَنَّهُمْ
بسبب آنست كه ايشان
قَوْمٌ لا يَعْقِلُونَ
گروهىاند كه تعقل نميكنند كه درين استهزاء چه نوع عقوبتها بايشان خواهد رسيد در معالم التنزيل آورده كه ترسايى بود در مدينه هر گاه مؤذن گفتى : « اشهد انّ محمدا رسول اللَّه » وى گفتى : خدا دروغگوى را بسوزاند ، اتفاقا شبى آن ترسا با أهل و عيال خود خوابيده بود خادم او آتش به خانه آورد شرارهء از آن بجست خانه و هر كه در آن خانه بود بسوخت و مدينه را از لوث آن ملعون پاك گردانيد . گويند جمعى از يهود از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله پرسيدند كه بكدام يكى از پيغمبران ايمان دارى ؟ حضرت فرمود كه : ايمان دارم به خدا و بدانچه بما فرو فرستاده و به آنچه بابراهيم و اسحاق و اسماعيل و عيسى انزال كرده ، چون آن جماعت نام عيسى شنيدند انكار نبوت او كردند و گفتند به خدا قسم كه نميدانيم اهل دينى هرگز خطا كار تر در دنيا و آخرت از شما و نه دينى بدتر از دين شما چنانچه صاحب مجمع البيان گفته و در كشاف گفته كه : و گفتند نمىدانيم اهل دينى كم‌بهره‌تر در دنيا و آخرت