تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 645

مساهمون:

ص٦٤٥
إِنِّي أُرِيدُ
بدرستى كه من ميخواهم
أَنْ تَبُوءَ
اينكه باز گردى حالكونى كه حامل باشى
بِإِثْمِي
بگناه من
وَ إِثْمِكَ
و بگناه خود ، يعنى چون بيقين ميدانم كه قتل واقع خواهد شد ميخواهم كه آن از من صادر نشود تا من حامل دو گناه نشوم و ارادهء عقاب جايز است فى ثواب الاعمال قال ابو جعفر عليه السّلام : من قتل مؤمنا متعمدا أثبت اللَّه على قاتله جميع الذنوب و برّأ المقتول منها ، و ذلك قول اللَّه عز و جل : «
إِنِّي أُرِيدُ أَنْ تَبُوءَ بِإِثْمِي وَ إِثْمِكَ
» يعنى حضرت امام محمد باقر عليه السّلام فرمود كه : كسى كه بكشد مؤمنى را دانسته ثابت ميگرداند خداى تعالى بر قاتل او همهء گناهان مقتول را و پاك مىشود مقتول از آن گناهان ، و اينست معنى قول خداى تعالى كه فرموده : من ميخواهم كه تو بسبب قتل من حامل گناه من و خود گردى
فَتَكُونَ
پس بگردى تو بعد از ارتكاب اينعمل قبيح
مِنْ أَصْحابِ النَّارِ
از ملازمان آتش دوزخ
وَ ذلِكَ جَزاءُ الظَّالِمِينَ
و اينست جزاء ستمكاران و قتل ناحق كنندگان ، احتمال دارد كه اين فقره از تتمهء كلام هابيل باشد و محتملست كه كلام خداى تعالى باشد .
فَطَوَّعَتْ
پس آسان كرد و تزيين داد
لَهُ نَفْسُهُ
مر قابيل را نفس او
قَتْلَ أَخِيهِ
كشتن برادر او را
فَقَتَلَهُ
پس كشت برادر خود هابيل را
فَأَصْبَحَ
پس گشت قابيل
مِنَ الْخاسِرِينَ
از زيانكاران در دنيا و آخرت . و چون قابيل هابيل را كشت ندانست كه جسد او را چه كند و چه نوع آن را مخفى سازد ، و بقولى آن جسد را در چيزى پيچيده چهل روز و بقولى يك سال در پشت خود گرفته ميگشت .
فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً
پس برانگيخت خداى تعالى زاغى را كه
يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ
ميكاويد زمين را بمنقار و بهر دو پاى خود گودى كند و زاغ مرده را كه خود كشته بود در آنجا نهاد و به خاك پوشيد و حق تعالى اينچنين كرد
لِيُرِيَهُ
تا بنمايد قابيل را كه
كَيْفَ يُوارِي
چگونه بپوشد
سَوْأَةَ أَخِيهِ
عورت برادر خود را و از آن زمان دفن كردن موتى قاعدهء مستمره گرديد .
قالَ
گفت قابيل بر وجه تحير و تعجب :
يا وَيْلَتى
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 645 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي