خواندنى براستى پوشيده نماند . كه اهل تفسير و سير پيدا شدن ذريت آدم را اينچنين گفتهاند كه : حوا از هر بطنى پسرى و دخترى ميزائيد و چون بزرگ ميشدند آدم عليه السّلام دختر يك بطن را به پسر بطن ديگر ميداد تا نسل از ايشان بهمرسد و اول فرزند او كه هابيل بود توأم قبيح المنظر او را كه اقليما نام داشت بقابيل تزويج نمود و توأم صاحب حسن و جمال قابيل را كه نورا نام داشت بواسطهء هابيل عقد بست و ازينمعنى عرق حسد قابيل به حركت آمده قبول اين تزويج ننمود تا آنكه راضى شد بقرعه زدن و قربانى كردن چنانچه عنقريب ميآيد و به اين مضمون در كتاب احتجاج از أبى حمزهء ثمالى از حضرت امام زين العابدين عليه السّلام روايت كرده و در آخر اين حديث مذكور است كه از براى قابيل و هابيل فرزندان متولد شدند اما تحليل تزويج اخوه و أخوات همين منحصر در زمان آدم بوده بعد از آن حرام شد و حميرى در كتاب قرب الاسناد از احمد بن محمد بن أبى نصر بزنطى روايت كرده كه او گفت كه : من از حضرت امام رضا عليه التحية و الثناء از پيدا شدن نسل آدم عليه السّلام سؤال كردم حضرت نيز به همان مضمون جواب داد
« و فى قرب الاسناد للحميرى :
احمد بن محمد بن ابى نصر قال : سألت الرضا عليه السّلام عن الناس كيف تناسلوا من آدم ؟
فقال : حملت حوّاء هابيل و اختا له فى بطن ثم ، حملت فى البطن الثانى قابيل و اختا له فى بطن فزوج هابيل التي مع قابيل و تزوج قابيل التي مع هابيل ثم حدث التحريم بعد ذلك »
و در مجمع البيان گفته كه : اين مروى از امام محمد باقر عليه السّلام است ليكن زرارة بن اعين از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه حليت تزويج اخوات بر اخوة در هيچ ملتى مشروع نبوده و در هيچ كتاب اللَّه مسطور نيست و اين حكم خداى تعالى نيست و حق تعالى منزه است از آنكه اصل سلسلهء انبيا و اولياء خود را از تزويج محرمات و نكاح اخوة و اخوات تقدير نمايد بلكه قبح اين بر بعضى از بهايم نيز ظاهر است و بدين راضى نيستند ، به خدا قسم كه به ثبوت
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 640
مساهمون: مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث)
ص٦٤٠