تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
بزرگ كه آن خلود در جنت است و چون مقصود به اين آيه ايمان بكتب و انبياست لهذا آن ايمان را مقدم بايمان به خدا بروز قيامت داشت .
إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ
بدرستى كه ما وحى كرديم به تو اى محمد
كَما أَوْحَيْنا إِلى نُوحٍ
چنانچه وحى كرديم بنوح
وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ
و به پيغمبرانى كه بعد از نوح بودند
وَ أَوْحَيْنا إِلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ
و وحى كرديم بسوى اين پيغمبران زيشان
وَ الْأَسْباطِ
و به اولاد يعقوب و مراد از وحى بايشان وحى بانبياء ايشان است زيرا كه اولاد يعقوب از برادران يوسف صحيح آنست كه انبياء نبوده‌اند ، بعضى گفته‌اند كه اسباط را در اولاد اسحاق استعمال ميكنند چنانچه قبائل را در اولاد اسماعيل اطلاق مينمايند ، بنا بر اين وحى بر اسباط كه اولاد اسحاقند بمعنى حقيقى راست مىآيد ، و احتياج بتأويل سابق ندارد ، زيرا كه در اولاد اسحاق انبياء بسيار مبعوث شده‌اند مانند يوسف و داود و سليمان و موسى و عيسى
وَ عِيسى وَ أَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَيْمانَ
و وحى كرديم به اين پيغمبران ، تخصيص ابراهيم و ساير انبياء بذكر با وجود دخول ايشان در «
وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ
» به جهت تعظيم و اهتمام بشأن ايشان است براى زيادتى فضلى كه ايشانراست ، و بواسطهء غلو و جدى كه يهود در طعن عيسى عليه السّلام داشتند حق سبحانه و تعالى نام او را مقدم بر ساير انبياء ذكر كرد تا عظم شأن و علو مرتبهء او بر همكنان ظاهر شود با وجود آنكه او مؤخر از انبياء مذكور است و كلمهء « واو » در ما بين اين انبيا دلالت به ترتيب واقعى نميكند «
وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً
» و داديم ما داود را كتاب زبور و مشهور شده آن زبور بكتاب داود چنانچه توراة مشهور بكتاب موسى عليه السّلام است .
وَ رُسُلًا
و ارسال كرديم پيغمبرانى را كه
قَدْ قَصَصْناهُمْ عَلَيْكَ
بتحقيق حكايت كرده‌ايم اخبار ايشان را بر تو
مِنْ قَبْلُ
پيش ازين به مكه در ضمن سورهء انعام و غير آن و اين سوره مدنى است
وَ رُسُلًا لَمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ
و فرستاديم پيغمبران را كه