توانند داد بلكه هميشه ايشان بوسيلهء حجتهاى و بينات ربانى در دست مؤمنين ذليل و خوارند .
فخر رازى در تفسير خود آورده كه در آيهء «
وَ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا
» چند قولست : اول قول حضرت امير المؤمنين و ابن عباس رضى اللَّه عنهما است كه مراد از عدم جعل سبيل عدم آنست در قيامت ، به اين معنى كه در قيامت كافران را هيچگونه راهى نيست بر مؤمنين ، بدليل عطف اين آيه بقول خداى تعالى كه فرموده :
«
فَاللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ
» و قول ثانى عدم جعل سبيل در دنياست و درين صورت مراد از سبيل حجت خواهد بود و قول ثالث عدم سبيل عام است خواه در دنيا و خواه در آخرت الا ما خصّه الدليل .
و شافعى ازين آيه چند مسأله انتزاع نموده يكى آنكه بر كافر جايز نيست كه مسلمانى را بخرد چنانچه قاضى ناصر الدين بيضاوى شافعى گفته : « و احتجّ به أصحابنا على فساد شرى الكافر المسلم » ديگر آنكه مسلمان بقتل ذمى مقتول نگردد ديگر آنكه اگر كافرى مستولى بر مال مؤمنى شود مالك آن نخواهد بود .
إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ
بدرستى كه منافقان فريب ميدهند به ظن باطل خود خداى را باظهار خلاف آنچه در دل خود مخفى دارند و فريب ميدهند دوستان خداى را
وَ هُوَ خادِعُهُمْ
و خدا جزا دهندهء خدعهء ايشانست چنانچه ابن فضال گويد كه : از حضرت امام رضا عليه الصلاة و السلام ازين آيه سؤال كردم حضرت جواب دادند كه
« ان اللَّه عز و جل لا يخادع و لكنه عز و جل يجازيهم جزاء المكر و الخديعة ، تعالى عما يقول الظالمون علوا كبيرا »
وَ إِذا قامُوا
و چون برخيزند اين منافقان با پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله
إِلَى الصَّلاةِ
بسوى نماز
قامُوا كُسالى
برخيزند در حالتى كه كاهل و گران باشند مانند كسى كه به زور و بخلاف طبع او را بكارى وا دارند
يُراؤُنَ النَّاسَ
مينمايند خود را بمردم و برپا نماز ميگذارند كه تا مؤمنين گمان كنند كه