تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 560

مساهمون:

ص٥٦٠
وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ
و اگر زنى بترسد يعنى دريابد ، و خوف بمعنى ادراك و علم مىآيد
مِنْ بَعْلِها
از شوهر خود
نُشُوزاً
درشتى و ايذا را «
وَ إِنِ امْرَأَةٌ خافَتْ
» بتقدير « و ان خافت امرءة » است كه خافت اول را حذف كرده‌اند و ثانى را مفسر آن ساخته و عياشى از حضرت رضا عليه التحية و الثناء روايت كرده كه مراد از نشوز مرد ارادهء طلاق اوست مر زن خود را يعنى هر گاه دريابد زن كه شوهر ميخواهد كه او را طلاق دهد
أَوْ إِعْراضاً
يا دريابد رد گردانيدن شوهر را از خود و بىالتفاتى او را مثل آنكه با او سخن نكند و مجالست و مؤانست با او ننمايد
فَلا جُناحَ
پس نيست گناهى
عَلَيْهِما
بر زن و شوهر
أَنْ يُصْلِحا بَيْنَهُما
اينكه صلح كنند ميان يكديگر
يُصْلِحا
صلح كردنى
وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ
و صلح بهتر است يعنى مواصلت نيكوتر است از مفارقت و از طلاق بنا برين ترجمه « خير » اسم تفضيل است و ميتواند كه صفت مشبهه باشد يعنى صلح كار خوبست چنانچه خصومت كار بد است .
وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ
و حاضر گردانيده شده است نفسهاى مردم ببخل و حرص يعنى اين دو صفت طبيعى و جبلى انسانست پس نه مرد از حق خود بگذرد و صلح كند با زن و نه زن از حق خود بگذرد و صلح كند با مرد ، بنا بر اين عدم صلح مغتفر خواهد بود و گناهى بر آن مترتب نميگردد پس جملهء «
وَ الصُّلْحُ خَيْرٌ
» ترغيب در مصالحه است و جملهء «
وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ
» تمهيديست در عذر مماكسه و عدم صلح و اين هر دو جمله را جملهء معترضه گرفته‌اند و أنسب آنست كه جملهء «
وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ
» جملهء حاليه باشد به اين معنى كه صلح خير است در حالتى كه نفسها مجبول ببخل و حرصند رو از حق خود نميگذرند ، و وجه انسبيت اينست كه درين صورت وجه خيريت صلح معلوم مىشود چه هر گاه با وجود مانع صلح كه آن بخل جبلى نفس است اختيار صلح كنند پس مخالفت نفس كرده باشند و بيقين مخالفت نفس خير است .
وَ إِنْ تُحْسِنُوا
و اگر نيكويى كنيد و با هم به صلح راضى شويد و معاشرت
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 560 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي