وا مگذاريد آن زنى را كه محبت و ميلى به آن نداريد
كَالْمُعَلَّقَةِ
مانند زنى كه معلق باشد ميانهء شوهر داشتن و ميان شوهر نداشتن كه نه او را شوهر دار توان گفت از آن جهت كه لوازم شوهردارى كه مجالست و صحبت با شوهر است در حق او مفقود است و بىشوهر نيز نتوان گفت بواسطهء آنكه بر سر خود نيست كه تا تواند كه شوهر ديگر بكند
وَ إِنْ تُصْلِحُوا
و اگر بصلاح آريد آنچه فاسد ساختهايد از حقوق زنان و اصلاح كنيد ميان ايشان بدانچه مقدور شما باشد
وَ تَتَّقُوا
و پرهيز نمائيد از مثل اين عملها
فَإِنَّ اللَّهَ
پس بدرستى كه خداى تعالى
كانَ غَفُوراً
هست آمرزندهء گناهان
رَحِيماً
مهربان بر اصلاح كنندگان و پرهيز - كاران ، پس اين آيه دلالت دارد بر آنكه بر مرد ميان زنان متعدده مهما أمكن مراعات صحبت و قسمت شبانه روز واجب و لازم است چنانچه در كتب اصحاب مسطور و در أحاديث صحيحه مبيّن و مشروحست و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام مرويست كه پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله قسمت و عدالت ميكرد ميان زنان خود در مرض موت برينوجه كه آن حضرت را به حكم او ميبردند نزد ايشان و قوت نداشت كه خود برود روايت كردهاند كه أمير المؤمنين عليه السّلام دو زن داشت و چنان رعايت ميكرد ميان ايشان كه در روزى كه نوبهء يكى از ايشان بود وضو نميساخت در خانهء آن ديگر .
مخفى نماند كه آيهء كريمهء «
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً
» دلالت دارد بر اينكه هر گاه عدالت نتوانيد كرد ميان زنان خود واجب است كه بيكى اكتفاء نمائيد و اين آيهء كريمه دلالت دارد بر اينكه درين صورت واجبست كه مهما أمكن مراعات عدالت در ميان ايشان كرد نه آنكه بيكى اكتفاء نمود پس بحسب ظاهر منافاتى ميان اين دو آيه به نظر مىآيد لهذا عبد الكريم بن أبى العوجاء كه يكى از سران ملاحدهء