تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
به جهت قبح منظر اين ايتام و حماقت ايشان رغبت نميكنيد از اينكه ايشان را بنكاح خود در آريد و مال ايشان را بايشان نميدهيد كه تا غيرى ايشان را بنكاح خود در آورد تا آنكه ايشان با اين حال بميرند و شما وارث مال ايشان شويد و حق تعالى نهى از اين كرده .
وَ الْمُسْتَضْعَفِينَ
و ديگر فتوى ميدهد در باب ضعيفان و بيچارگان
مِنَ الْوِلْدانِ
از فرزندان خرد از حضرت ابى جعفر عليه السّلام مرويست كه در زمان جاهليت چنين مقرر بوده كه زنان و اطفال را از ميراث محروم ميكردند و ميگفتند كه ميراث حق كسانى است كه با اعدا مقاتله كنند و از حريم خانهء خود دشمن را دور كنند پس حق تعالى اين آيه و آيات فرائض را كه در اول سوره است نازل گردانيد و حكم كرد كه بايشان نيز ميراث بايد داد .
وَ أَنْ تَقُومُوا
و ديگر فتوى ميدهد و حكم مىكند كه قيام نمائيد
لِلْيَتامى
براى مهم يتيمان يعنى در ميراث ايشان
بِالْقِسْطِ
بعدل و راستى
وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ
و آنچه بجا ميآريد شما از نيكويى دربارهء ايتام و اطفال
فَإِنَّ اللَّهَ
پس بدرستى كه خداى تعالى
كانَ بِهِ عَلِيماً
هست به آن نيكويى دانا و جزاء خير بشما خواهد داد . و از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام مرويست كه دختر محمد بن مسلم زن رافع بن خديج ، پير شده بود و او را زن ديگر بود جوان لهذا دختر محمد بن مسلم را طلاق داد و چون از عدت او اندكى مانده بود گفت : اگر ميخواهى رجوع كنم به تو به شرط آنكه صبر كنى بر زيادتى الفت و محبت من بزن ديگر و اگر ميخواهى واگذارم ترا تا عدت تو منقضى گردد ، زن گفت : بلكه رجوع كن و من صبر مىكنم بر زيادتى الفت و محبت تو نسبت بآنزن ديگر رافع به اين شرط رجوع كرد پس آيه نازل شد كه :