تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
وَ مَنْ يَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحاتِ
و هر كه بجا آرد بعضى اعمال نيكو را زيرا كه بجا آوردن همهء اعمال نيكو از طاقت بشرى بيرونست و كسى مكلف به آن نشده
مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى
حالكونى كه آن عامل مرد باشد يا زن و درين صورت كلمهء « من » بيانى است و اين جمله حال است از ضمير مستكن در «
وَ مَنْ يَعْمَلْ
»
وَ هُوَ مُؤْمِنٌ
و حال آنكه او از أهل ايمان باشد زيرا كه عمل بىايمان چون كشت بىبارانست و نفعى بر آن مترتب نمىگردد و اصلا و قطعا اعتبار ندارد
فَأُولئِكَ
پس آن گروه عمل كنندگان مؤمن
يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ
داخل شوند در بهشت
وَ لا يُظْلَمُونَ
و ستم رسيده نشوند يعنى كم كرده نمىشود ثواب عمل ايشان
نَقِيراً
مقدار اندك ، حاصل كلام اينست كه رسيدن به آنچه خداى تعالى وعده داده از ثواب اخروى بآرزو متحقق نميشود بلكه تحقق آن بايمان و عمل صالح است .
وَ مَنْ أَحْسَنُ دِيناً
و كيست نيكوتر از روى دين
مِمَّنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ
از آن كس كه تسليم نمود و خالص گردانيد ذات خود را
لِلَّهِ
براى خدا يعنى بالكليه خود را متوجه كبرياى الهى جلت عظمته ساخته منقاد و فرمانبردار أوامر و نواهى او گرديد
وَ هُوَ مُحْسِنٌ
و حال آنكه او بجا آورنده است افعال نيكو را در مجمع البيان گفته كه : از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله از معنى احسان سؤال كردند حضرت فرمود : « الاحسان ان تعبد اللَّه كأنك تراه فان لم تكن تراه فانه يراك » يعنى مراد از احسان اينست كه عبادت كنى خداى را بحيثيتى كه گوئيا او را مىبينى و درين صورت دقيقه‌اى از دقايق خضوع و خشوع فوت نخواهد شد ، پس اگر تو او را نه بينى او خود ترا مىبيند . مطلب آنست در عبادت خدا را بمنزلهء حاضر بايد دانست و آن گاه در مقام عبوديت و بندگى در آمد تا آنكه رايحهء اخلاص بمشام جان دور و نزديك رسد
وَ اتَّبَعَ
و پيروى كرد
مِلَّةَ إِبْراهِيمَ
دين ابراهيم را كه آن موافق دين اسلام است
حَنِيفاً
حالكونى كه مائل است از ساير اديان باطله و متمسك است بدين حق
وَ اتَّخَذَ اللَّهُ
و فرا گرفت خداى
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 556 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي