تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦
وَ هُوَ مَعَهُمْ
و پنهان داشتن از او ممكن نيست زيرا كه او با ايشان است يعنى عالم است بر ضماير و اسرار ايشان و همهء عالميان
إِذْ يُبَيِّتُونَ
آن هنگام كه بشب تدبير و تزوير مينمايند
ما لا يَرْضى
آن چيزى را كه راضى نيست و نمىپسندد
مِنَ الْقَوْلِ
از گفتن دروغ و از بستن تهمت بىفروغ بر غيرى كه او برى و عارى است از آن تهمت
وَ كانَ اللَّهُ
و هست خداى تعالى
بِما يَعْمَلُونَ
به آنچه ميكنند ايشان از بستن دزدى بشخصى كه از آن برى و عارى است
مُحِيطاً
احاطه كننده بعلم كامل شامل خود فى روضة الكافى عن سليمان الجعفرى قال : « سمعت ابى الحسن عليه السّلام يقول : فى قول اللَّه تبارك و تعالى
إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ
يعنى فلانا و فلانا و أبو عبيدة الجراح » يعنى سليمان بن جعفر بن ابراهيم ( كه از اولاد جعفر طيار است و لهذا او را جعفرى گويند ) روايت كرده كه از حضرت امام موسى كاظم يا از حضرت رضا عليهما السلام شنيدم كه فرمود : مراد از جماعتى كه در شب تدبير ميكردند در ترويج سخنى كه حق تعالى به آن راضى نبود اول و ثانى و ابو عبيدة بن جراح است ، و اين اشارتست به آنچه ايشان تدبير ميكردند در اينكه خلافت بعد از پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله بمرتضى على عليه السّلام برنگردد ، و به اين مضمون در كعبهء معظمه سجلى نوشتند و با هم عهد بستند پس خداى تعالى در باطن اين آيه پيغمبر خود را از اينمعنى خبردار گردانيد و در تفسير عياشى نيز از حضرت أبى جعفر عليه السّلام روايت كرده كه « قوله تعالى :
إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ
قال : فلانا و فلانا و أبا عبيدة » و از حضرت أبى الحسن عليه السّلام روايت كرده كه « يعنى الاول و الثانى و أبا عبيدة بن الجراح » و همچنين از آن حضرت روايت كرده كه « هما و ابو عبيدة بن الجراح » غرض از تعداد اين احاديث با وجود آنكه مفاد همه يكيست اشعار بر آنست كه اين معنى نزديك به حد تواتر معنوى رسيده ، و بدين جهت اميد شفاعت نيز از حضرات ائمهء هدى عليهم السلام دارم
ها أَنْتُمْ
آگاه باشيد شما اى حيله كنندگان در رفع خيانت و دزدى
هؤُلاءِ
آن گروهيد كه
جادَلْتُمْ عَنْهُمْ
دفع كرديد از خائنين و سارقين خيانت