تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
شده زيرا كه اين قصد هميشه ايشان را هست بلكه مراد عدم آن قصد است به اين معنى كه اگر فضل الهى شامل حال تو نميبود هر آينه تاثير ميكرد قصد اضلال اين جماعت مر ترا .
وَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ
و در ضلالت نيندازند و نلغزانند از راه حق مگر نفسهاى خود را چه و بال آن راجع بر نفس ايشان است نه بر تو
وَ ما يَضُرُّونَكَ
و ترا بواسطهء عصمت و تأييد الهى ضرر و آزار نميتواند رسانيد
مِنْ شَيْءٍ
به هيچ چيز و به هيچ وجه ، بنا برين كلمهء « من » براى استغراق است و سيوطى و اكثر مفسرين حكم بزيادتى آن كرده‌اند .
وَ أَنْزَلَ اللَّهُ
و چون اضلال توانند كرد كه فرو فرستاده خداى تعالى
عَلَيْكَ الْكِتابَ
بر تو قرآن را
وَ الْحِكْمَةَ
و سنت را
وَ عَلَّمَكَ
و تعليم كرده ترا
ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ
چيزى را كه نبودى كه بدانى از خفيات امور و شرايع انبياء ما تقدم در كتاب بصائر الدرجات مرويست از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام كه حضرت خاتم الانبياء عالم بود بعلوم جميع انبياء و بهر چه در ماضى واقع شده و در مستقبل واقع مىشود تا بروز قيامت ، و بعد از آن فرمود : سوگند مىخورم به آن خداى كه جان من بيد قدرت اوست كه من مىدانم علم همهء انبيا را و عالمم بهرچه در ماضى بوده‌اند و آنچه بعد ازين واقع شود تا روز قيامت
وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ
و هست فضل و بخشش خداى تعالى بر تو اى محمد
عَظِيماً
بزرگ ، از اينجهت است كه تعليم تو داده آنچه را كه مخبر بر آن نبودى .
لا خَيْرَ
نيست هيچ نيكويى
فِي كَثِيرٍ مِنْ نَجْواهُمْ
در بسيارى از راز گفتن ايشان ، و بنا بر سبب نزول يعنى نيست نيكويى در مشورتهاى پنهانى قوم بنى ابيرق در خلاصى شخصى از ايشان كه دزدى و خيانت كرده بود
إِلَّا مَنْ أَمَرَ
اى الا نجوى من أمر بحذف مضاف يعنى مگر راز گفتن كسى كه امر كند در آن راز گفتن
بِصَدَقَةٍ
به تصديق دادن . مبناى اين ترجمه بر اينست كه « نجوى » مصدر بمعنى راز گفتن باشد ، و گاهى نجوى بمعنى