تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
كه : جمعى از قبيلهء بنى ابيرق يعنى بشير و مبشر و بشر كه از جماعت أنصار و منافق بودند خانهء عم قتادة بن نعمان را نقب زده طعامى كه به جهت صرف اهل و عيال خود ذخيره كرده بود با شمشير و درع او بدزدى بردند و بنى ، ابيرق نسبت اين خيانت را بشخصى از أهل ايمان كه نام او لبيد بن سهل بود دادند و قتاده شكوهء اين مقدمه را به خدمت حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله برد و اسيد بن عروه كه از قبيلهء بنى ابيرق بود و در فصاحت و بلاغت يد طولى داشت بملازمت حضرت آمده گفت : قتاده بدروغ نسبت خيانت و دزدى بجمعى از أهل قبيلهء ما كه صاحبان شرف و بحلى حسب و نسب آراسته اند داده ، حضرت ازين نسبت متألم شده عتاب شديد و توبيخ بسيار بقتاده كرده قتاده كه از جملهء أهل بدر بود مغموم و مهموم گرديد پس اين آيات آنچه پيش گذشت و آنچه بعد از اين مىآيد نازل شد مشعر بر آنكه قبل از تحقيق و تفتيش مقدمات ، طرف أحد متخاصمين نبايد گرفت و محق را مبطل نبايد دانست . مخفى نماند كه چون بحسب ظاهر ، مؤنت اين حكايت را رتبهء سنيّهء نبوت بر نميتابد و با عصمت و تقدس ذاتى ابا دارد پس اگر اين مروى از ائمهء طيبين و طاهرين عليهم صلوات اللَّه الملك المبين نباشد بايد كه خطابى را كه ظاهرا راجع بر پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله است حقيقة بر امت آن حضرت راجع دانست ، چنانچه مثل آن در قرآن مذكور است يا آنكه خطاب را راجع به آن حضرت ساخت و حمل كرد نهى و استغفار را بر مبالغه و التجا بجناب مقدس الهى و اگر مروى از ائمه هدى عليهم السلام باشد چون احتمال تقيه ميرود لازم است كه بسمع قبول تلقى نمود و اللَّه و رسوله و اولياؤه أعلم بحقايق الاشياء كما هى . ثمر قصه اينست كه :
يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ
پنهان ميكنند خيانت و دزدى را از مردمان
وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ
و پنهان نميدارند از خداى تعالى با وجود آنكه او سزاوار است از پنهان داشتن بواسطهء خوف داشتن از او بر عقوبت دنيوى و اخروى