« جعل الحذر كانه آلة يستعملها الغازى فكذلك جمع بينه و بين الاسلحة فى الاخذ » چون گرفتن احتياط بحسب ظاهر وجهى ندارد لهذا در توجيه اين در جوامع الجامع گفته كه : گردانيده است خداى تعالى احتراز و احتياط را بحيثيتى كه گويا آن آلتى است مانند آلت جنگ كه استعمال ميكنند آن را أهل جهاد و فرا ميگيرند آن را .
و اين أخذ احتياط و آلات جنگ به جهت آنست كه
وَدَّ الَّذِينَ كَفَرُوا
دوست داشتهاند آنان كه كافر شدند و تمنا كردهاند
لَوْ تَغْفُلُونَ
آن را كه اگر غافل گرديد شما
عَنْ أَسْلِحَتِكُمْ
از اسباب جنگ خود
وَ أَمْتِعَتِكُمْ
و از متاعهاى خود
فَيَمِيلُونَ عَلَيْكُمْ
پس حمله كنند بر شما
مَيْلَةً واحِدَةً
حملهء واحده .
وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ
و نيست گناهى بر شما
إِنْ كانَ بِكُمْ أَذىً
اگر باشد شما را رنجى و مضرتى
مِنْ مَطَرٍ
از جهت باران كه گران گرداند آلات جنگ شما را مثلا
أَوْ كُنْتُمْ مَرْضى
يا باشيد بيمار و ناتوان در حمل سلاح
أَنْ تَضَعُوا
أى فى أن تضعوا يعنى در اينكه بنهيد
أَسْلِحَتِكُمْ
اسباب جنگ خود را
وَ خُذُوا حِذْرَكُمْ
و فرا گيريد احتياط خود را و قاضى ناصر الدين بيضاوى گفته كه : آيهء «
وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ
» تا آخر مؤيد آنست كه أمر بأخذ در « و ليأخذوا » براى وجوبست نه از براى استحباب زيرا كه اگر اخذ مستحبّ ميبود احتياج به ذكر اين رخصت نبود
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
أَعَدَّ لِلْكافِرِينَ
آماده كرده براى كافران
عَذاباً مُهِيناً
عذابى خوار كننده ، و اين قول از براى تقويت دلهاى مؤمنان است به آنكه خداى تعالى كافران را نصرت بر شما نميدهد ، و در دنيا و آخرت اهانت و عذاب را از براى ايشان مهيا و مقرر ميگرداند .
مخفى نماند كه اصحاب ما آيت مذكوره را حمل بصلاة ذات الرقاع كردهاند و آن نمازيست كه رسول صلى اللَّه عليه و آله در موضعى كه آن را ذات الرقاع گويند بجا آورده ، و آن چنانست كه باسقاط دو ركعت از نماز چهار ركعتى امام ، قوم را دو فرقه گرداند ، با يك فرقه شروع كند در نماز در موضعى كه تير دشمن بايشان نرسد و يك ركعت