بلكه فرض كفايى است و الا متخلفين از جهاد بدون عذر را وعدهء حسنى نميبود .
وَ فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ
معطوفست بر « فضل اللَّه » اول يعنى و زيادتى نهاده است خداى تعالى جهاد كنندگان را
عَلَى الْقاعِدِينَ
بر تخلف كنندگان از جهاد بىعذر
أَجْراً عَظِيماً
أى بأجر عظيم تا آنكه «
أَجْراً عَظِيماً
» منصوب بنزع خافض باشد يعنى تفضيل داده خداى تعالى مجاهدين را بمزدى و ثوابى بزرگ كه آن
دَرَجاتٍ مِنْهُ
بخشش مرتبههايى از جانب خداى تعالى ، بنا برين ترجمه « درجات » عطف بيان « اجرا عظيما » است و مرويست كه آن هفتاد درجه است كه ميان هر درجه مقدار دويدن اسب تيزرو باشد در مدت هفتاد سال
وَ مَغْفِرَةً
و آمرزش گناهان
وَ رَحْمَةً
و بخشايشى ديگر .
و چون مراد از درجه جنس درجه است بطريق اجمال پس تفضيل آن به « درجات منه » تا آخر نمود تا آنكه ذكر تفصيل مجاهدين بر قاعدين بلا عذر گاهى بطريق اجمال و گاهى بطريق تفصيل مبالغه باشد در فضيلت جهاد و ترغيب بر آن ، و بعضى كه « درجه » را تفسير بيكمرتبه كردهاند و ديدهاند كه يك درجه را با درجات منافاتى ظاهر است گفتهاند كه مراد از قاعدين مذكورين ثانيا متخلفان با عذرند و از قاعدين مذكورين ثالثا متخلفان بلا عذر ازينجهت تفضيل مجاهدين بر آن قاعدين بيكمرتبه شده و تفضيل ايشان برين قاعدين بدرجات ، زيرا كه تفاوت ميان اين دو فرقهء قاعدين ظاهر است ليكن اگر مراد از درجه جنس درجه باشد به آن طرزى كه شنيدى احتياج بارتكاب اين خلاف ظاهر ندارد ، و بعضى گفتهاند كه مراد از « درجهء » واحده مرتبهء و قرب ايشانست نزد خداى تعالى و از « درجات » منازل ايشان در بهشت
وَ كانَ اللَّهُ
و هست خداى تعالى
غَفُوراً
آمرزندهء گناهان گذشته ايشان
رَحِيماً
مهربان برايشان .
إِنَّ الَّذِينَ
بدرستى كه آنان كه
تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ
ميميرانند ايشان را و قبض ارواح ايشان ميكنند و يا قبض ارواح ايشان كردند فرشتگان كه آنها ملك الموت و أعوان اويند
ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ
در حالتى كه ستمكار بودند بر نفسهاى خود به اختيار شرك