موافقت نمودنست با من .
لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ
برابر نيستند نشينندگان در خانهها و تخلف كنندگان در جهاد
مِنَ الْمُؤْمِنِينَ
حالكونى كه از جملهء مؤمنين باشند
غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ
و آن مومنين قاعدين اين صفت داشته باشند كه نباشند خداوندان مضرتى يعنى مانعى و عذرى در تخلف از جهاد
وَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ
و جهاد كنندگان در راه رضاى خداى تعالى
بِأَمْوالِهِمْ
بمالهاى خود كه به آن مال اسباب قتال آماده كنند
وَ أَنْفُسِهِمْ
و بجانهاى خود كه آن را در معرض قتل در آرند ، يعنى در ثواب ميان متخلفين از جهاد بلا عذر و مجاهدين در راه خدا بسر و مال تساوى نيست در كتاب عوالى اللئالي از زيد بن ثابت كه گويند او كاتب وحى بود نقل كرده كه در آيه نفى مساوات ميان مجاهدين و قاعدين قيد «
غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ
» نبود پس ابن ام مكتوم گريهكنان به خدمت حضرت آمد و گفت اى رسول خدا اگر كسى را مانعى از جهاد باشد حال او چونست ؟ درين وقت علامت وحى بر حضرت ظاهر شد و پس از انجلاء وحى حضرت به من فرمود كه : آيه را اينچنين بخوان كه «
لا يَسْتَوِي الْقاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ غَيْرُ أُولِي الضَّرَرِ
» و بعد ازين من اين قيد را ملحق به اين آيه گردانيدم .
فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ
تفضيل داده خداى تعالى جهاد كنندگان را
بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ
بمالها و بجانهاى خود
عَلَى الْقاعِدِينَ
بر تخلف كنندگان بلا عذر
دَرَجَةً
اى بدرجة ، تا آنكه درجه منصوب باشد بنزع خافض و مراد از « درجة » جنس درجه است كه در آن جنس أنواع درجات مندرج باشد يعنى تفضيل داده خداى مجاهدين را بر قاعدين بجنس درجه ، و چون «
فَضَّلَ اللَّهُ الْمُجاهِدِينَ
» بيان جملهء اولى است ازينجهت معطوف نگرديد بر آن
وَ كُلًّا
و هر يك از قاعدين و مجاهدين را
وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى
وعده داده خداى تعالى پاداش نيكو كه آن بهشت است اگر چه مجاهدين را زيادتى حسنى است بر قاعدين و اين آيه دلالت دارد بر آنكه جهاد فرض عينى نيست