ملّتين »
يعنى ميراث نبرند از يكديگر أهل دو ملت ، و ميتواند بود كه مراد از « اهل » امام باشد زيرا كه مراد از أهل وارث است ، و در محلش مبين شده كه امام وارث من لا وارث له است مگر آنكه گفته شود كه : حكم ديت غير حكم ارث است ، بنا برين مذكورات حكم اين آيه خالى از اشكالى نيست . ملا احمد اردبيلى رحمه اللَّه تعالى گفته كه :
اگر روايتى از أهل بيت طيبين و طاهرين سلام اللَّه عليهم در تفسير اين آيه وارد شده باشد كه موجب عمل باشد حكم بر آن واجب است و الا بايد كه حكم به ظاهر آيه كنند
وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ
و آزاد كردن بندهء مؤمن ، از حضرت صادق عليه السّلام مرويست كه ديت بر عاقلهء قاتل لازم است و تحرير رقبه بر قاتل تا آنكه كفارهء قتل او باشد
فَمَنْ لَمْ يَجِدْ
پس كسى كه نيابد يعنى قدرت نداشته باشد بر تحرير رقبه أعم از آنكه مالك نباشد رقبهء مؤمن را يا قيمت آن را يا هيچكدام را
فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ
پس واجب باشد بر او روزه داشتن دو ماه پياپى ، و مراد از تتابع شهرين اتصال يك ماه است با يك روز از ماه دوم .
مشروع گردانيده شد أحكام مذكوره
تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ
از جهت قبول توبه از خداى تعالى در حق بندهها ، بنا برين ترجمه « توبه » مفعول له فعل محذوفست اى شرع هذه الاحكام توبة من اللَّه و چون بعضى ديدهاند كه اطلاق توبه در باب مخطى بحسب ظاهر معقول نيست گفتهاند كه : توبه از جانب خداى تعالى بمعنى رحمت است يعنى مشروع گردانيده شد أحكام مذكوره از جهت رحمت نازله از خداى تعالى
وَ كانَ اللَّهُ
و هست خداى تعالى
عَلِيماً
دانا باحوال بندههاى خود
حَكِيماً
عمل كننده بحكمت و و عدالت در جزاى اعمال ايشان .
وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً
و هر كه بكشد مؤمنى را دانسته بواسطهء ايمان او چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام مرويست كه
« من قتل مؤمنا على دينه فذلك المتعمد الذى قال اللَّه عز و جل فى كتابه »
فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ
پس جزاء آن كس دوزخ است
خالِداً فِيها