نگرداند به جهت عناد و كجروى او
فَلَنْ تَجِدَ لَهُ
پس هرگز نيابى مر او را
سَبِيلًا
راهى به حق .
وَدُّوا
دوست ميدارند اين منافقان كه اهل اسلام اختلاف كردهاند در حقيقت و بطلان ايشان
لَوْ تَكْفُرُونَ
اينكه كافر شويد شما
كَما كَفَرُوا
هم چنان چه ايشان كافر شدهاند بعضى گفتهاند كه : كلمهء « ما » در « كما كفروا » ماء مصدريست و مدخول خود را بمصدريت افروز مىآورد و تقدير كلام چنين است كه « تمنوا أن تكفروا ككفرهم » پس « كفروا » را كه فعل ماضى است بكفر كه مصدر است فروز آورده
فَتَكُونُونَ
پس باشيد شما
سَواءً
مساوى و برابر يكديگر در كفر و ضلالت
فَلا تَتَّخِذُوا
پس فرا ميگيريد
مِنْهُمْ
از ايشان
أَوْلِياءَ
دوستان هر چند كه آنها اظهار اسلام كنند
حَتَّى يُهاجِرُوا
تا وقتى كه مهاجرت اختيار كنند از بلاد كفر بدار الاسلام
فِي سَبِيلِ اللَّهِ
در راه رضاى خدا نه مهاجرتى كه براى اغراض دنيوى كرده باشند يعنى مهاجرت صحيحه كه محقق ايمان ايشان باشند .
فَإِنْ تَوَلَّوْا
پس اگر اعراض كنند از مهاجرت صحيحه
فَخُذُوهُمْ
پس بگيريد ايشان را و اسير كنيد
وَ اقْتُلُوهُمْ
و بكشيد ايشان را
حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ
هر جا كه بيابيد ايشان را خواه در حل و خواه در حرم
وَ لا تَتَّخِذُوا
و فرا ميگيريد
مِنْهُمْ
از ايشان
وَلِيًّا
دوستى
وَ لا نَصِيراً
و نه مدد كارى .
و چون حق سبحانه و تعالى أمر كرد أهل ايمان را بقتال جماعتى كه مهاجرت از بلاد شرك نمايند پس استثناء كرد از قتل بعضى و فرمود :
إِلَّا الَّذِينَ
مگر آنان را كه
يَصِلُونَ
به پيوندند و پناه برند
إِلى قَوْمٍ
بسوى جمعى كه واقع شده
بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ مِيثاقٌ
ميان شما و ميان ايشان عهدى و پيمانى چنانچه بلال بن عويمر الاسلمى در وقت خروج حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله از مكه عهد گرفت كه كسى كه به من پناه آورد دست تسلط شما از ايشان كوتاه باشد و در امان من باشند و همچنين به عكس ، پس حق تعالى