است و افعال او همه در غايت حكمت و مصلحت است .
ما أَصابَكَ
آنچه ميرسد به تو اى آدمى
مِنْ حَسَنَةٍ
از نيكويى و نعمتى
فَمِنَ اللَّهِ
پس بلا شك آن از جانب خداست
وَ ما أَصابَكَ
و آنچه ميرسد به تو
مِنْ سَيِّئَةٍ
از بدى و بليتى
فَمِنْ نَفْسِكَ
پس آن از شآمت نفس تست چه معصيتهاى نفس سبب آن شده ، و اين منافات با «
قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
» ندارد زيرا كه همه بايجاد خداست چنانچه مذهب متأخرين علماء ماست و يا به قدر او جل جلاله چنانچه در حديث صادق عليه السّلام آمده كه
« الشر من أنفسكم و ان جرى به قدره »
حامل اين حديث كتاب توحيد است أما بعضى را باعث نفس عباد است چنانچه حق سبحانه و تعالى در جاى ديگر فرموده :
«
ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ
» على بن ابراهيم روايت كرده كه حسنات در كتاب خدا بر دو قسم است يكى افعال خدا مانند صحت و وسعت و أمثال اينها ، و ديگر افعال عباد مثل صوم و صلاة و حج و زكات چنانچه حق تعالى فرموده : « 1 » «
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها
» و همچنين سيئات نيز بر دو وجه است يكى فعل خدا چون مرض و شدت و ساير بلايا و ديگرى فعل عباد كه عقاب بر آن مترتب ميگردد مانند زنا و شراب خمر و اشباه آن
وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولًا
و فرستاديم ما ترا اى محمد ( صلى اللَّه عليك ) براى همهء مردمان حالكونى كه تو ذا رسالت و صاحب رسالتى
وَ كَفى بِاللَّهِ
و بس است خدا
شَهِيداً
گواه برسالت تو .
مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ
هر كه فرمان برد رسول را
فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
پس بتحقيق فرمان برده است خدا را
وَ مَنْ تَوَلَّى
و هر كه اعراض كند از فرمان تو
فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً
أى فما ارسلناك حافظا عليهم ، يعنى پس نفرستاديم ما ترا حالكونى كه حفظ كننده باشى و نگاهبان باشى بر ايشان كه تا نگذارى كه ايشان از حكم تو اعراض كنند . بعضى گفتهاند كه : نزول اين آيه پيش از حكم بجهاد بوده .
هامش
( 1 ) - سورهء انعام ، آيهء 16 .