تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
بسته‌اند :
مَتاعُ الدُّنْيا
مال دنيا كه تمتع از آن ميگيريد
قَلِيلٌ
اندكست و در معرض زوال
وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ
و سراى آخرت بهتر است از دنيا و ابد الاباد باقيست
لِمَنِ اتَّقى
براى كسى كه بپرهيزد از شرك و از نرفتن بجهاد
وَ لا تُظْلَمُونَ
و ستم رسيده نخواهيد شد اى اهل جهاد و كم نخواهد شد ثواب جهاد شما
فَتِيلًا
به مقدارى اندك على بن ابراهيم گفته كه : « فتيل » پوستى است كه در استخوان خرما مىباشد .
أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ
أى اينما تكونوا فيدرككم الموت ، يعنى هر جا كه باشيد پس درمييابد شما را مرگ
وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ
و اگرچه باشيد شما در قلعه‌ها و حصارهاى محكم ، بنا برين كلمهء « فا » در « يدرككم الموت » محذوفست و على بن ابراهيم روايت كرده كه مراد از بروج مشيده ظلمات ثلاث است كه آن مشيمه و رحم و بطن است ، پس بنا بر اين در معركهء قتال شهيد شدن بهتر خواهد بود از مردن در فراش
وَ إِنْ تُصِبْهُمْ
و اگر برسد بأهل كتاب و بمنافقين
حَسَنَةٌ
نيكويى از ارزانى و وسعت حال
يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
گويند اين حسنه از نزد خداست و خدا بما تفضل و انعام كرده
وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ
و اگر برسد ايشان را بدى و بليتى مانند قحط و غلا ، چنانچه در سالى كه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله بمدينه تشريف آوردند گرانى در مدينه بهم رسيده بود
يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ
گويند اين سيئه يعنى قحط و سختى از نزد تست اى محمد چنانچه در حق موسى ميگفتند و حق تعالى از آن خبر داده « 1 » «
وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى
» .
قُلْ
بگو اى محمد :
كُلٌّ
همهء اين چيزها از ارزانى و گرانى
مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
از نزد خداست و به حكم او و مرا در آن دخلى نيست
فَما
پس چيست و چه حالست
لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ
مر اين جماعت را كه
لا يَكادُونَ
نزديك نيستند كه
يَفْقَهُونَ
فهم كنند
حَدِيثاً
سخنى را كه آن «
كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ
» است و بدانند كه باسط و قابض جناب الهى
هامش
( 1 ) - سورهء اعراف ، آيهء 131