تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
ريزه كند بحيثيتى كه به حالت خاكى رجوع كند و نوبت ديگر او را در قالب آورده خشت زند اگر چه بحسب صورت تغيير يافته أما أصل هر دو يكيست و من وجه عين يكديگر و من وجه غيرند ، بنا برين تبديل جلود به اين معنى خواهد بود كه همان جلود را با ازالهء اثر احراق نوبت ديگر مىآريم تا باز محترق و سوخته گردند .
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
كانَ عَزِيزاً
هست غالب و كسى او را از تعذيب كفار منع نخواهد كرد
حَكِيماً
داناست و بر وفق حكمت كار مىكند .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
و آنانى كه ايمان آورده‌اند
وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ
و بجاى آورده‌اند كارهاى نيك مأمور به را
سَنُدْخِلُهُمْ
زود باشد كه در آوريم ايشان را
جَنَّاتٍ
ببوستان هايى كه
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ
ميرود از زير درختان و قصور آن جويهاى آب
خالِدِينَ فِيها
در حالتى كه دايم باشند آن مؤمنان در آن جنات
أَبَداً
هميشه كه هرگز به آخر نرسد
لَهُمْ فِيها
مر ايشانراست در آن جنات
أَزْواجٌ مُطَهَّرَةٌ
زنانى پاكيزه از جميع چيزها كه طبع از آن متنفر باشد
وَ نُدْخِلُهُمْ
و در آريم ايشان را
ظِلًّا ظَلِيلًا
در سايهء دائمى معتدل كه در آن حرارتى و برودتى نباشد .
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
يَأْمُرُكُمْ
امر مىكند شما را
أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ
اينكه بازگردانيد امانتها را خواه امانت خدا باشد يا امانت خلق خدا
إِلى أَهْلِها
بسوى صاحبان آن أمانتها ، امانات خدا أوامر و نواهى اوست و امانات بندگان خدا اموالى است كه بعضى ازيشان بعضى ديگر را امين دانسته به آنها ميسپارند ، چنانچه در حديث اهل بيت عليهم السلام وارد شده كه « انها فى كلّ من ائتمن أمانة من الامانات ؛ امانات اللَّه أوامره و نواهيه و امانات عباده فيما يأتمن بعضهم بعضا عن المال و غيره » يعنى بدرستى كه قصه اينست كه در هر كسى كه امين باشد امانتى است از امانات خداى تعالى اوامر و نواهى اوست و امانات بندگان خداى تعالى در آن چيزيست كه امين ميشمارند بعضى از ايشان بعضى ديگر را از مال و غير آن .