إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا
بدرستى كه آنان كه نگرويدند
بِآياتِنا
بحجتهاى ما كه دالند بر توحيد ما و صدق پيغمبر ما و فى تفسير على بن ابراهيم « الآيات أمير المؤمنين و الأئمة عليه و عليهم السلام » يعنى بدرستى كه آنان كه قبول نكردند و انكار نمودند امامت أمير المؤمنين و ائمهء معصومين عليهم السلام را
سَوْفَ نُصْلِيهِمْ
زود باشد كه در آريم ايشان را
ناراً
در آتشى عظيم كه آن آتش دوزخ است
كُلَّما نَضِجَتْ
هر گاه نضج يافته شود يعنى پخته و سوخته گردد
جُلُودُهُمْ
پوستهاى بدن ايشان به آتش
بَدَّلْناهُمْ
بعوض ميدهيم ايشان را
جُلُوداً غَيْرَها
پوستهايى كه غير پوستهاى اول باشد
لِيَذُوقُوا الْعَذابَ
تا بچشند مرارت عذاب را .
در مجمع البيان گفته كه : « فان قيل الجلد المجدّ دلم يذنب فكيف يعذب من لا يستحق العذاب فجوابه ان المعذب الحى و لا اعتبار بالاطراف و الجلود » يعنى اگر كسى سؤال كند كه جلد تازه بعد از سوخته شدن جلد أول كه در دنيا داشت گناهى نكرده و مرتكب قبيحى نشده پس چگونه كسى را كه استحقاق عذاب نداشته باشد عذاب مينمايند ؟ جوابش اينست كه آن را كه عذاب ميكنند روحى است كه زنده است و كار كن و كار فرما و مدرك اشياست ، و اين اطراف و جلود را اعتبارى نيست زيرا كه اينها ادراك أ لم و لذت نميكنند .
ليكن در احتجاج آورده كه حفص بن غياث گويد كه : اين أبى العوجاء كه يكى از ملاحدهء عرب بود در مسجد الحرام از حضرت امام الناطق جعفر الصادق عليه السّلام تفسير آيهء «
كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ
» را پرسيده گفت : جلد غير جلد اول را چه گناهست كه تا مرارت عذاب را بچشد ؟ حضرت در جواب گفت كه : واى بر تو اين جلد من وجه غير جلد أولست و من وجه عين او ، و بعد از اين ابن أبى العوجاء گفت كه : مثالى از امور دنيوى درين باب براى من بيار ، حضرت فرمودند كه : هر گاه شخصى خشتى را ريزه