را
بِالْبُخْلِ
ببخيلى و منع ميكنند ايشان را از اداى حقوق واجبه و از اظهار صفات پيغمبر آخر الزمان عليه و آله صلوات اللَّه الملك الرحمن و در من لا يحضره الفقيه روايت كرده كه
« قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله : ليس البخيل من أدى الزكاة المفروضة من ماله و اعطى النائبة فى قومه انما البخيل حق البخيل من لم يؤد الزكاة المفروضة من ماله و لم يعط النائبة فى قومه و هو يبذّر فيما سوى ذلك »
يعنى آن حضرت صلى اللَّه عليه و آله فرمودند كه : بخيل نيست كسى كه ادا كند زكات واجب را از مال خود و حادثهاى كه در ميان قوم او واقع شود متحمل آن گردد مانند ديت و مهمانى و اطلاقات حكام جور ، بلكه بخيل واقعى شرعى كسى است كه زكات واجب را ندهد و جريمهها را نكشد و بر دوش فقراء قوم خود اندازد چنانچه الحال متعارفست و مال خود را در غير اينها از راههاى باطل صرف كند ، مانند برامكه لعنهم اللَّه كه معصوم را شهيد ميكردند و اعرابى مهملى را مبلغ هاى خطير ميدادند كه تا بسخا و كرم شهرت كنند بنا برين قول حضرت : « و أعطى النائبة » بنون و ألف و ياء دو نقطه در پائين و يا يك نقطه و ها است بمعنى حادثه ، و بعضى « باينه » بباء يك نقطه و الف و ياء دو نقطه در پائين و نون و ها خواندهاند كه از « بين » بمعنى جدايى باشد ، و گفتهاند كه : مراد از آن عطيه است زيرا كه عطيه از مال جدا مىشود ، و معنى حديث چنين است كه بخيل آن كس نيست كه زكات مفروضهء خود را بمستحقين بدهد و ببخشد و منتشر سازد عطيهء خود را در ميان قوم خود .
وَ يَكْتُمُونَ
و ميپوشند از خلق
ما آتاهُمُ اللَّهُ
آنچه را كه داده است بايشان خداى تعالى
مِنْ فَضْلِهِ
از نعمت خود يا از علم بر كمالات رسول خدا
وَ أَعْتَدْنا
و آماده كردهايم ما
لِلْكافِرِينَ
براى كافران
عَذاباً مُهِيناً
عذابى خوار كننده را كه آن عذاب دوزخ است ، ظاهر اين بود كه گفته شود « و اعتدنا لهم » تا آنكه ضمير راجع شود ببخيلان مذكور ، پس وضع ظاهر بجاى ضمير اشارتست بر اينكه كسى را كه حال بخيل باشد او متصف بكفران نعمت الهى است و او مستحق عذاب خوار كننده است