تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
وَ الْجارِ ذِي الْقُرْبى
و بهمسايگانى كه صاحب قرب جوارند با شما
وَ الْجارِ الْجُنُبِ
و بهمسايگانى كه دورترند از شما يعنى احسان كنيد با همسايگان نزديك و دور و بعضى گفته‌اند كه مراد اينست كه نيكى كنيد با همسايگانى كه خويشى دارند كه درين صورت هم ايشان را حق همسايگى و هم حق خويشى است ، و نيكى كنيد با همسايگانى كه بيگانه‌اند و خويشى با شما ندارند ، و غايت و انتهاء حد جوار در احاديث مختلف به نظر رسيد و در حديث حضرت امام محمد باقر عليه السّلام چهل خانه است از هر طرف . فى الكافى عن أبى جعفر عليه السّلام قال : « حد الجوار أربعون دارا من كل جانب من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله » و در حديث حضرت صادق عليه السّلام چنانچه در معانى الاخبار مذكور است چهل ذراعست از هر جانب « عن معاوية بن عمار عن أبى عبد اللَّه عليه السّلام قال : قلت له : جعلنا فداك ما حد الجار ؟ قال : اربعون ذراعا من كل جانب » مرويست كه احسان با همسايه باعث افزونى عمر و زيادتى رزق است
وَ الصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ
و احسان كنيد با مصاحب پهلونشين يا برفيق سفر خود چنانچه على بن ابراهيم گفته
وَ ابْنِ السَّبِيلِ
و برهگذران محتاج اگرچه در شهر خود غنى باشند و محتاج نباشند
وَ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ
و به كسى كه مالك شده آن را دستهاى راست شما از عبيد و اماء . على بن ابراهيم گفته : يعنى الاهل و الخادم
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
لا يُحِبُّ
دوست نمىدارد
مَنْ كانَ مُخْتالًا
هر كرا كه باشد خرامنده بتكبر كه ننگ داشته باشد از والدين و أقارب و همسايگان و مصاحبان و التفات نكند با ايشان
فَخُوراً
خود ستاينده كه تفاخر كند بر ايشان و رعايت حقوق ايشان نكند .
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ
بدل «
مَنْ كانَ مُخْتالًا فَخُوراً
» است أى « ان اللَّه لا يحب الذين يبخلون » ، يعنى مراد از دوست نداشتن خداى تعالى مختال فخور را اينست كه دوست نميدارد خداى تعالى آنان را كه بخل ميورزند و زكات مفروضه را بمستحقان نمىرسانند يا بخل ميورزند در اظهار صفات كاملهء حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله
وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ
و امر ميكنند مردمان