بيكحيض و اگر آبستن باشند صبر كنيد تا وضع آن حمل نمايند و بعد ازين وطى كنيد با ايشان بدون نكاح ، مطابقهء اين ترجمه در حديث آمده
قال الامام عليه السّلام : « الا ما ملكت أيمانكم اللاتى سبين و لهن ازواج كفار فانهن حلال للسابين و اللاتى اشترين و لهن ازواج فان بيعهن طلاقهن و اللاتى تحت العبيد فيأمرهم مواليهم بالاعتزال و يستبرونهن ثم يمسّهن به غير نكاح » .
كِتابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ
بتقدير كتب اللَّه كتابا عليكم است ، يعنى نوشت و واجب گردانيد خداى تعالى اين أحكام را بر شما نوشتن و واجب گردانيدنى .
وَ أُحِلَّ لَكُمْ
معطوفست بر «
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ
» يعنى و حلال گردانيده شده است مر شما را
ما وَراءَ ذلِكُمْ
آنچه غير جمع مذكور است مگر بعضى از اينها كه بسنت و حديث بيرون باشند چنانچه وارد شده كه عمهء زن و خالهء زن را بدون اذن آن نميتوان خواست
أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ
بدل «
أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ
» است يعنى مراد از حلال گردانيدن ما وراء ، اينست كه طلب كنيد بوسيلهء مالهاى خود زنان غير زنان مذكوره را بنكاح يا بشراء بنا برين مفعول « تبتغوا » مقدر است ، و تقدير كلام چنين است كه « ان تبتغوا النساء بأموالكم »
مُحْصِنِينَ
در حالتى كه به آن نكاح و شراء حافظ خود باشيد از فجور يا در حالتى كه متزوج باشيد زنان عفيفهء غير از زانيه را چنانچه از تفسير على بن ابراهيم مستفاد مىشود اما آنچه از محصنين فهميده مىشود همين عفاف ازواج است نه زوجه
غَيْرَ مُسافِحِينَ
نباشيد زناكنندگان ، السفاح الزنا
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ
پس هر كه برخوردارى يافتهايد به او از زنان بطريق نكاح متعه
فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ
پس بدهيد بايشان مهرهاى ايشان را
فَرِيضَةً
حالكونى كه دادن آن مهرها واجب است بر شما ، ضمير « به » در «
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ
» راجع است به « ما » باعتبار لفظ و ضميرهاى جمع مؤنث راجع است به آن باعتبار معنى مخفى نماند كه اگر مراد از «
فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ
» نفع گرفتن به عقد دوام باشد لازم مىآيد كه به مجرد نفع گرفتن از او ببوسه مثلا تمام مهر واجب شود زيرا كه نفع گرفتن