تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 456

مساهمون:

ص٤٥٦
السلام وارد شده و فى الكافى عن محمد بن مسلم عن أحدهما عليهما السلام قال : « سألته عن رجل تزوج امرأة فنظر الى بعض جسدها أ يتزوج ابنتها ؟ قال : لا ، اذا رأى منها ما يحرم على غيره فليس له أن يتزوج ابنتها » .
فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا
پس اگر نباشيد كه
دَخَلْتُمْ بِهِنَّ
دخول كرده باشيد بايشان
فَلا جُناحَ عَلَيْكُمْ
پس گناهى نيست بر شما در نكاح دختران ايشان وقتى كه ايشان از عقد شما بيرون رفته باشند درين حكم تفاوت ميان عقد دوام و عقد منقطع نيست ، چنانچه وارد شد كه « سئل عن الرجل يتزوج المرأة متعة أ يحل له أن يتزوج ابنتها ؟ قال : لا » پس ازين آيه معلوم شد كه دختر زن بر مرد حرام است بعد از دخول ، و قبل از دخول حرام نيست ، أما در دختر حرام است خواه دخول به دختر واقع شده باشد و خواه نشده باشد و فى حديث على عليه السّلام : « اذا تزوج الرجل المرأة حرمت عليه ابنتها اذا دخل بالام فلا بأس أن يتزوج بالابنة ، و اذا تزوج الابنة فدخل بها او لم يدخل بها فقد حرمت عليه الام » اينحديث در كافى مذكور است .
وَ حَلائِلُ أَبْنائِكُمُ
و نيز حرام است بر شما زنان پسران شما ، حلائل جمع « حليله » بمعنى زوجه است مشتق از حل بمعنى حلال شدن زيرا كه وطى او حلال است بر شوهر او و يا از حل بمعنى گشادن زيرا كه بند ازار خود را براى شوهر خود مى گشايد ، يا شوهر بند ازار او را ميگشايد ، و يا مشتق از حلول است بمعنى نزول زيرا كه زوج و زوجه هر دو يك جا نزول ميكنند
الَّذِينَ مِنْ أَصْلابِكُمْ
آن پسرانى كه از پشتهاى شما باشند ، اين قيد احترازيست از پسر خوانده‌ها ، چنانچه حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله زينب زوجهء پسر خواندهء خود زيد بن حارثه را بعد از طلاق بنكاح خود در آورد ، و حلائل أبناء رضاعى نيز بشرائط معتبره حرام است بنا بر حديث نبوى كه فرموده . « ان اللَّه حرّم من الرضاعة ما حرم من النسب » أيضا فرموده : « الرضاعة لحمة كلحمة النسب » يعنى شيرخوارگى شرعى پيونديست همچو پيوند نسب