را خدا ميداند و بس ، بعد از ايمان كه شرف و عزت نزد خدا بر آنست ملاحظهء آزادى و بندگى نبايد كرد زيرا كه
بَعْضُكُمْ
بعضى از شما اگر چه بنده باشد
مِنْ بَعْضٍ
از جنس بعضى ديگر از شماست اگر چه آزاد باشد ، زيرا كه نسبت شما همه منتهى بآدم مىشود ، و بسا باشد كه كنيز را در ايمان فضيلت باشد بر آزاد
فَانْكِحُوهُنَّ
پس نكاح كنيد آن كنيزان برادران مؤمن خود را
بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ
باذن مالكان ايشان
وَ آتُوهُنَّ
و بدهيد بايشان يعنى بمالكان ايشان چنانچه مشهور است كه « العبد و ما فى يده كان لمولاه »
أُجُورَهُنَّ
مهرهاى ايشان را
بِالْمَعْرُوفِ
بطريق مستحسن بدون مضايقه و بدون ضررى و نقصانى
الْمُحْصَناتِ
در حالتى كه باشند آن كنيزان عفايف و نگاهدارندهء فروج خود از نامشروع
غَيْرَ مُسافِحاتٍ
در حالتى كه نباشند زناكنندگان بآشكارا
وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ
و نه فراگيرندگان دوستان به پنهانى يعنى و نه زنا كنندگان به پنهانى « اخدان » جمع خدنست و آن عبارت از دوست پنهانى است و متبادر از گرفتن دوست نهانى زناى پنهانى است از ابن عباس مرويست كه در زمان جاهليت زناى آشكارا را ممنوع و حرام ميدانستند ، زناى پنهانى را انكار نميكردند پس حق تعالى در رد ايشان ميفرمايد كه : زنا چه آشكار و چه پنهان همه حرامست .
فَإِذا أُحْصِنَّ
پس هر گاه شوهر كرده شوند آن كنيزان
فَإِنْ أَتَيْنَ بِفاحِشَةٍ
پس اگر بيايند بعد از شوهر گرفتن بزنا يعنى مرتكب زنا شوند
فَعَلَيْهِنَّ
پس لازم بود بر ايشان
نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ
نيمهء آنچه لازم است بر زنان آزاد بيشوهر
مِنَ الْعَذابِ
از حد مقرر و حد زن آزاد بىشوهر صد تازيانه است پس از كنيزان پنجاه تازيانه خواهد بود ، بنا بر اين كنيز شوهردار را كه زنا كند رجم نميكنند و رجم مخصوص زن آزاد شوهردار است ، لهذا مراد از محصنات در اينجا زنان آزادند نه شوهردار ، به جهت آنكه رجم را نصف نيست ، و كنيز تا هشت مرتبه كه زنا كند حد او پنجاه تازيانه است و در مرتبهء هشتم قتل است ، تا جمع شود در او حكم بندگى و حدّ آزاد چنانچه از حضرت صادق عليه السّلام مرويست .