ميكرد پس بدرستى كه او نزول كند و فرود آيد در سراى پروردگار خود كه آن بهشت است . و گويند كه آن پسر مال را گرفت و صرف كرد آن را در راه خداى تعالى پس حضرت فرمود :
« ثبت الاجر و بقى الوزر »
يعنى حاصل شد پسر را ثواب و ماند پدر را وزر كه آن بار ندامت است كه چرا آن مال را در راه خداى تعالى صرف نكرد .
وَ لا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ
و بدل مكنيد مال ايتام را كه بر شما خبيث و حرام است
بِالطَّيِّبِ
بمال خود كه بشما طيب و حلال است
وَ لا تَأْكُلُوا أَمْوالَهُمْ
و مخوريد مالهاى يتيمان را
إِلى أَمْوالِكُمْ
اى مع اموالكم ، يعنى با مالهاى خود ، موافق اين آيه ظاهر اينست كه مراد از تبديل خبيث بطيب اينمعنى باشد كه مخوريد بجاى مال حلال .
خود مال حرام ايتام را ، و درين آيت فرموده : بايد كه مخوريد مال حرام ايتام را با مال حلال خود تا آيهء اولى نهى از تصرف در مال يتيم بتنهايى باشد ، و درين آيه نهى در تصرف مال يتيم با شركت در مال خود باشد
إِنَّهُ
بدرستى كه كل واحد از تبديل و اكل
كانَ حُوباً كَبِيراً
هست گناهى بغايت بزرگ ، بعضى گفتهاند كه : « حوب » در لغت بمعنى گناه بزرگست ، بنا برين بايد كه توصيف آن بكبير به جهت مبالغه باشد در بزرگى از دو وجه : يكى از جهت توصيف ، ديگر آنكه صيغهء « فعيل » نيز براى مبالغه آمده و اگر تنوين را جهت تعظيم گيرند مبالغه زياده خواهد شد و در مجمع البيان گفته : « الحوب الاثم » بنا برين در توصيف حوب به كبير منظور مبالغه نخواهد بود .
وَ إِنْ خِفْتُمْ
و اگر بترسيد شما
أَلَّا تُقْسِطُوا
از اينكه براستى عمل نكنيد
فِي الْيَتامى
در حقوق يتيمان
فَانْكِحُوا
پس نكاح كنيد
ما طابَ لَكُمْ
آنچه خوش آيد شما را
مِنَ النِّساءِ
از زنانى كه حلال باشد نكاح آنها بر شما
مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
حالكونى كه آن ما طاب لكم دو دو و سه سه و چهار چهار باشد ، بنا برين اين أسماء ثلاثه منصوبند بر حاليت از « ما طاب » يعنى در حالتى كه ما طلب مفصل باشد به اين تفصيل ، و حاصل كلام اينست كه حلالست شما را كه دو زن يا سه زن يا چهار زن نكاح كنيد و