من فضل الطينة التي خلق منها آدم »
و از اينست كه ابن بابويه در فقيه بعد از ايراد حديث سابق گفته : حديثى كه روايت شده كه حوا از استخوان چپ آدم مخلوق شده صحيح است زيرا كه مراد از اين اينست كه آفريده شده حوا از گل كه زياد آمد از استخوان پهلوى چپ آدم ، لهذا استخوانهاى پهلوى مرد بيكى كمتر است از استخوانهاى پهلوى زن ، و در روايت ديگر آمده كه
« انها خلقت من الطينة التي فضلت من ضلعه الايسر » .
و بعضى از عرفاى معاصرين گفتهاند كه : محتمل است كه مراد از ضلع ايسر جهت قريب به دنيا باشد كه آن اضعف از جهت قريب بعقبى است ، بنا برين جهت دنيا در مردان انقص است از جهت عقبى ، و در زنان به عكس اينست .
و در تتمهء حديث زراره است كه چون حوا مخلوق شد و حق تعالى القاء شهوت در جبلت آدم نمود و فرمان داد كه آدم حوا را در حباله زوجيت خود در آورد و بعد از تزويج آدم حوا را پيش خود خواند و حوا از اين ممانعت نموده بآدم گفت كه : تو پيش من بيا ، پس خداى تعالى حكم كرد آدم را كه پيش حوا برود اگر نه اينچنين ميبود هر آينه زنان طالب تزويج مردان ميشدند .
پوشيده نماند كه فخر رازى در تفسير كبير خود انكار بليغ بر قول اهل سنت كرده كه حوا از استخوان پهلوى چپ آدم مخلوق شده و گفته كه : اينمعنى منافات دارد با قدرت كاملهء الهى چنانچه در حديث سابق دانستى .
وَ بَثَّ
و پراكنده كرد و ظاهر گردانيد حق تعالى
مِنْهُما
از آدم و حوا بطريق توالد و تناسل
رِجالًا كَثِيراً
مردان بسيار
وَ نِساءً
و زنان فراوان . و در حديث وارد شده كه بعد از تولد پسران از آدم و حوا حق سبحانه و حق تعالى از براى آدم حورائى را از بهشت نازل كرده آدم آن حورا براى يكى از فرزندان خود تزويج كرد و از براى فرزند ديگر خود دختر جانّ را . پس هر كه از اولاد آدم محلى بحسن صورت