تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
بهشت شوند و دريابند كرامت الهى را يقين بدانند كه ايشان بر حق و بر دين حق بوده‌اند ، پس بشارت مىيابند به اينكه برادران مؤمن ايشان كه هنوز ملحق بايشان نشده‌اند و در قيد حيات دنيويند آنها را خوفى و اندوهى نخواهد بود در قيامت .
يَسْتَبْشِرُونَ
شادى ميكنند آن شهدا
بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ
بنعمتى كه از خدا بايشان رسيده بوسيلهء جزاء اعمال ايشان ، بشارت اولى قياس به حال اخوان و اولاد است و اين بشارت نظر بنفس خودشان
وَ فَضْلٍ
و بزيادتى نعمتى كه بدون جزاء اعمال حق تعالى بايشان ميدهد
وَ أَنَّ اللَّهَ
و مستبشرند به اينكه خداى تعالى
لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ
ضايع نميگرداند مزد كار تصديق كنندگان به خدا و رسول او را ، اين ترجمه بنا بر قرائت حفص است كه « و ان اللَّه » بفتح همزه ميخواند درين صورت « فضل » از جملهء چيزهايى است كه بشارت يافته‌اند ، و كسايى بكسر همزه ميخواند و درين صورت اين جمله مستانفه خواهد بود به اين معنى كه : و بدرستى كه خداى تعالى ضايع نميكند مزد نيكوكاران را . در مجمع البيان آورده كه مفسرين خلاف كرده‌اند كه آيهء «
وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا
» تا «
وَ أَنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ
» در باب شهداء بدر كه چهارده كس بودند هشت كس از انصار و شش كس از مهاجر نازل شده ، يا در باب شهداء احد نازل شده كه آنها هفتاد مرد بودند از جملهء مهاجرين حمزة بن عبد المطلب و مصعب بن عمير و عثمان بن شماس و عبد اللَّه بن جحش بودند و باقى از قبيلهء انصار بودند ، و صاحب مجمع البيان بعد از ذكر اين خلاف گفته . « و قال الباقر عليه السّلام و كثير من المفسرين انها تتناول قتلى بدر و احد معا » . على بن ابراهيم روايت كرده كه چون مقدمهء حرب احد بانصرام رسيد كفار قريش با هم مشورت كردند كه چو حمزة بن عبد المطلب و رؤساء اصحاب پيغمبر را بقتل رسانيده‌ايم بهتر اينست كه دست از ايشان باز نداشته رو بمدينه آوريم و او را غارت كنيم ، و وقتى كه حضرت بمدينه تشريف آوردند جبرئيل امين آمده گفت كه خداى