تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
وَ ما أَصابَكُمْ
و آنچه رسيد بشما از قتل و هزيمت
يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ
روزى كه در احد لشكر اسلام و كفار بهم رسيدند
فَبِإِذْنِ اللَّهِ
پس آن باذن خدا بود يعنى به قضا و قدر الهى بود و بتخليهء او بود مر كفار را ، بعضى گفته‌اند كه : مراد از اذن خدا علم خداى تعالى است يعنى خداى تعالى عالم به آن بود ، و بعضى از متاخرين اخباريين در معنى « اذن » كه از خصال سبعه است چنانچه در حديث ابى جعفر الباقر عليه السّلام آمده كه « و لا يكون شىء فى الارض و لا فى السماء الا بهذه الخصال السبع بمشية و ارادة و قدر و قضاء و اذن و كتاب و أجل » گفته كه : چنانچه اشياء در ايجاد محتاج برب العزتند همچنين در بقا و حفظ نيز محتاجند و معلوم است كه فعل عباد نيز از جملهء اشياست پس محتاجست به اينكه رب العزة ترك حفظ فعل سابق كند كه تا فعلى ديگر از ايشان ناشى گردد و مصداق اذن ، ترك حفظ حال سابق است و از امير المؤمنين عليه السّلام مرويست كه شخصى را چند ملك حفظ كنند و اذن اينست كه امر شود كه ترك حفظ آن كنند بنا برين معنى « فباذن اللَّه » اينست كه اين قتل و هزيمت شما بسبب ترك خداى تعالى بود حفظ حال سابق شما را كه آن قوت و نصرت شماست بواسطهء سوء كردار شما . و تحقيق حديث خصال سبعه بعد ازين خواهد آمد
وَ لِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنِينَ
و به جهت آنكه تا تميز دهد مؤمنين شما را از منافقين
وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ نافَقُوا
و بواسطهء آنكه تا ظاهر سازد كسانى را كه نفاق ورزيدند مانند عبد اللَّه بن ابىّ سلول كه با سيصد تن از منافقان امتناع از جهاد نمودند .
وَ قِيلَ لَهُمْ
معطوفست بر « نافقوا » و تقدير كلام چنين است كه « و ليعلم الذين قيل لهم » يعنى و به جهت آنكه تميز دهد آن منافقانى را كه گفته شد مرين منافقان را كه
تَعالَوْا
بيائيد
قاتِلُوا
مقابله و جهاد كنيد
فِي سَبِيلِ اللَّهِ
در راه خدا
أَوِ ادْفَعُوا
يا آنكه اگر در راه خدا مقاتله نكنيد دفع كنيد ايشان را از خود و از حريم خود
قالُوا
گفتند اين منافقان : « و اللَّه لا يكون القتال اليوم » به خدا قسم كه