بطلب غنيمت رفتند
بِبَعْضِ ما كَسَبُوا
بشآمت بعضى از آنچه بود كه كسب كرده بودند از معاصى زيرا كه معصيت جاذب معصيتست چنانچه طاعت جاذب طاعتست
وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ
و هر آينه بتحقيق عفو كرد خداى تعالى از ايشان اين گناه را به جهت توبه و اعتذار ايشان
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
غَفُورٌ
آمرزنده و پوشانندهء گناهان است
حَلِيمٌ
بردبار است و تعجيل در عقوبت نميكند .
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا
اى آن كسانى كه ايمان آوردهايد
لا تَكُونُوا
مباشيد
كَالَّذِينَ كَفَرُوا
مانند كسانى كه كافر شدند و نفاق را پيشهء خود گردانيدند و از جهاد متقاعد گشتند چون عبد اللَّه بن ابىّ سلول و اصحاب او
وَ قالُوا لِإِخْوانِهِمْ
« قالوا » ماضى است كه بجاى « يقولون » مستقبل واقع شده أى و يقولون لاخوانهم ، يعنى ميگفتند مر برادران خود را از اهل نفاق كه با هم ميبودهاند
إِذا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ
چون سفر ميكردند بعضى از برادران ديگر ايشان در زمين و بشهرها ميرفتند براى تجارت و در آن سفر خير اثر ميمردند
أَوْ كانُوا غُزًّى
غزى جمع غازيست ، يعنى يا بودند غازيان و جهاد كنندگان و كشته مىشدند در آن جهاد :
لَوْ كانُوا عِنْدَنا
مفعول «
قالُوا لِإِخْوانِهِمْ
» است يعنى گفتند مر برادران خود را كه : اگر بودندى اين برادران ديگر نزد ما و اختيار سفر و جهاد نميكردند
ما ماتُوا
نميمردند و با ما مىبودند
وَ ما قُتِلُوا
و كشته نميشدند . پوشيده نماند كه «
لَوْ كانُوا عِنْدَنا ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا
» دلالت دارد بر اينكه «
قالُوا لِإِخْوانِهِمْ
» وقتى از آن كفار بوقوع آمده كه اين برادران مرده بودند و كشته شده پس ايشان صلاحيت مخاطبيت ندارند ، و بر تقدير صلاحيت و مخاطبيت ميبايست گفته شود كه : « لو كنتم عندنا ما متّم و ما قتلتم » بنا برين فاعل «
إِذا ضَرَبُوا فِي الْأَرْضِ
» را در ترجمه حمل باخوان ديگر غير اخوان مخاطبين كرديم
لِيَجْعَلَ اللَّهُ
لام ليجعل لام عاقبتست يعنى عاقبت حال ايشان اينست كه ميگرداند خداى تعالى
ذلِكَ
اين قول ايشان را
حَسْرَةً
اندوهى و دريغى
فِي قُلُوبِهِمْ
در دلهاى ايشان
وَ اللَّهُ يُحْيِي
و