فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ
كلمهء « ما » در «
فَبِما رَحْمَةٍ
» زايده است ، اى فبرحمة من اللَّه ، يعنى پس بسبب بخشايشى كه رسيد ترا اى محمد از جانب خداى تعالى
لِنْتَ لَهُمْ
نرم شدى تو براى منهزمان جنگ احد و درشتى نكردى با ايشان
وَ لَوْ كُنْتَ
و اگر ميبودى تو
فَظًّا
بد خلق
غَلِيظَ الْقَلْبِ
سخت دل جفا كننده
لَانْفَضُّوا
هر آينه پراكنده شدندى أصحاب تو
مِنْ حَوْلِكَ
از اطراف تو
فَاعْفُ عَنْهُمْ
پس درگذر از ايشان و مؤاخذه بر تقصيرات ايشان مكن
وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ
و طلب آمرزش كن از براى ايشان
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ
و مشورت نما با ايشان در كارهاى خود يا در خصوص كار حرب ، اگر چه آن حضرت در تدبير امور از همه پيش بود أما أمر بمشاورت يا از جهت خوشحال شدن اصحابست و يا بواسطهء آنكه اين سنت حسنهء مشورت در امت آن حضرت باقى بماند و بدون مشورت كارى نكنند
فى نهج البلاغة قال على عليه السّلام « الاستشارة عين الهداية و قد خاطر من استغنى برأيه »
على بن مهزيار از حضرت جواد عليه السّلام روايت كرده كه حق تعالى از مشورت استخاره را خواسته قال :
«
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ
، يعنى الاستخارة »
فَإِذا عَزَمْتَ
پس چون قصد كنى كارى را و منقول از حضرت صادق عليه السّلام « عزمت » بصيغهء متكلم است يعنى هر گاه عزم كردم و أمر فرمودم ترا بر كارى
فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ
پس شروع كن در آن كار و توكل كن بر خداى تعالى و در آن كار مشورت با احدى مكن كه درين كار مشورت احتياج نيست
إِنَّ اللَّهَ
بدرستى كه خداى تعالى
يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ
دوست ميدارد توكل كنندگان را و نصرت ميدهد ايشان را .