زمين ، يا وسعت آن مانند وسعت آسمانها و زمين است كه « عرض » گفته و از آن وسعت خواسته ، بنا برين بايد كه بهشت محيط بر افلاك سبعه باشد
أُعِدَّتْ
آماده شده چنين بهشت
لِلْمُتَّقِينَ
براى پرهيزكاران .
الَّذِينَ
آن پرهيزكارانى كه
يُنْفِقُونَ
انفاق ميكنند و صرف مينمايند اموال خود را در راه خدا
فِي السَّرَّاءِ
در حالت توانگرى
وَ الضَّرَّاءِ
و در حالت بيچيزى يا در حالت خوشحالى و اندوهناكى
وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ
و آن متقيان كه فرو خورندهگانند خشم را با وجود قدرت ايشان بر انتقام ، و چون غيظ هيجان طبع است در وقت رؤيت مكروه لهذا اسناد غيظ بر حق تعالى نميكنند
وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ
و عفو كنندگانند از مردمان از حضرت رسالت پناه صلى اللَّه عليه و آله روايت كردهاند كه
« ان هؤلاء فى امتى قليل الا من عصم اللَّه و قد كانوا كثيرا فى الامم التي مضت »
وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ
و خداى دوست دارد نيكوكاران را .
وَ الَّذِينَ
عطف است بر « للمتقين » يعنى بهشت چنين آماده شده براى متقين و براى كسانى كه
إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً
هر گاه بكنند كار ناشايست
أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
يا ظلم كنند بر نفسهاى خود ، ميتواند كه مراد از فاحشه گناه كبيره باشد مثل زنا و از ظلم گناه صغيره باشد ، و محتمل است كه مراد از ظلم كبيرهاى باشد اعظم از فاحشه ، و بعضى گفتهاند كه فاحشه در افعال و ظلم در اقوال است
ذَكَرُوا اللَّهَ
ياد كنند عقوبت و وعيد خداى را
فَاسْتَغْفَرُوا
پس طلب آمرزش كنند از خداى تعالى
لِذُنُوبِهِمْ
براى گناهان قولى و فعلى خود
وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ
و كيست كه بيامرزد گناهان را ؟ استفهام بمعنى نفى است ، يعنى نميآمرزد گناهان را
إِلَّا اللَّهُ
مگر خداى غفور
وَ لَمْ يُصِرُّوا
و اصرار ننمايند
عَلى ما فَعَلُوا
بر آنچه كردند از معاصى . در كافى از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام روايت كرده كه مراد از اصرار درين آيهء كريمه اينست كه گناهى بكنند و طلب مغفرت و آمرزش ننمايند و در دل ايشان توبه از آن نگذرد . در تفاسير عامه از