لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ
نيست مر تو را اى محمد در كار اين مشركين و در كارهاى اين عالم خبرى ، يعنى تو مالك آن كارها نيستى بلكه كار تو همين تبليغ رسالت و انذار امت است ديگر همه راجع بقدرت كاملهء ماست ، و اينجمله معترضه است
أَوْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ
عطف است بر «
أَوْ يَكْبِتَهُمْ
» يعنى تا آنكه نيست و نابود گرداند بعضى از كفار بدر ايا ذليل و خوار گرداند ايشان را يا آنكه توبه كند از ايشان اگر توبه كنند و مسلمان شوند
أَوْ يُعَذِّبَهُمْ
يا آنكه عذاب كند خداى تعالى ايشان را اگر اصرار در كفر ورزند
فَإِنَّهُمْ ظالِمُونَ
پس بدرستى كه اين كفار ستمكارانند بر خود در اختيار كفر و اصرار نمودن بر آن .
محمد بن مسعود عياشى رحمه اللَّه باسناد خود روايت از حضرت امام محمد باقر عليه السّلام كرده كه آن حضرت فرمودند كه مراد از «
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ
» معنى ظاهرى آن نيست
« و اللَّه ان له من الامر شيئا و شيئا و شيئا »
بلكه مراد آنست كه چون خداى تعالى پيغمبر خود را أمر باظهار ولايت ولىّ اللَّه امير المؤمنين عليه السّلام كرد حضرت در فكر عداوت قوم با امير المؤمنين شده از اينجهت رعبى و خوفى در دل داناى آن حضرت در آمد بنا برين حق سبحانه و تعالى آيهء «
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ
» نازل گردانيد اشارت بر آنكه تو خوفى مكن كه امر خلافت امير المؤمنين به تو راجع نيست بلكه بر تو همين اظهار آنست ، و خليفه گردانيدن او بعد از تو موقوف بقدرت كاملهء ماست . و ايضا از جابر روايت كرده كه من حضرت أبى جعفر الباقر عليه السّلام را گفتم كه : آيهء «
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ
» را براى من تفسير كن حضرت فرمود كه : اى جابر رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله حريص بود در اينكه على بن ابى طالب بعد از او بر كافهء مردمان خليفه و جانشين او باشد ، و در علم خدا خلاف آنچه پيغمبر ميخواست تقدير شده بود لهذا خداى تعالى فرمود كه : «
لَيْسَ لَكَ مِنَ الْأَمْرِ شَيْءٌ
» يعنى نيست ترا أى محمد در خلافت امير المؤمنين عليه السّلام قدرتى بلكه خلافت آن حضرت بقدرت ما