كه : حق تعالى نفى كرده درين آيت هر دينى را كه غير از اسلام باشد نه هر چه را كه غير اسلام باشد
هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ
و او در آخرت از جملهء زيان كاران باشد .
كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ
چگونه راه به حق نمايد خداى تعالى
قَوْماً كَفَرُوا
جمعى را كه كافر شدند بعد از ايمان آوردن ايشان على بن ابراهيم روايت كرده كه حق سبحانه و تعالى بعد از ذكر عدم قبول دينى غير از دين اسلام بيان كرد حال جمعى را كه نقض عهد خدا كردند در قبول ولايت و خلافت امير المؤمنين عليه السّلام و مرتد شدند بقول خود كه : كيف يهدى اللَّه قوما كفروا بعد ايمانهم ؟
وَ شَهِدُوا
حال است از فاعل كفروا باضمار « قد » يعنى حال آنكه بتحقيق گواهى دادند
أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ
به اينكه فرستادهء خدا حق است ، بنا بر سابق واو « و شهدوا » حاليست و ميتواند كه واو عاطفه باشد و معطوف باشد بر فعلى كه از « ايمانهم » فهميده مىشود به اين تقدير كه « بعد ما آمنوا و بعد ما شهدوا » يعنى بعد از اينكه ايمان آوردند و بعد از اينكه شهادت دادند ، و بهر تقدير آيت دلالت دارد بر اينكه اقرار زبانى خارج از حقيقت ايمان است
وَ جاءَهُمُ الْبَيِّناتُ
حال آنكه بتحقيق آمده بود بدان كافران معجزات ظاهره كه دلالت بر صدق قول آن رسول ميكرد
وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ
خداى تعالى راه ننمايد به بهشت و توفيق ندهد گروه ستمكاران را
أُولئِكَ
آن گروه مرتد
جَزاؤُهُمْ أَنَّ عَلَيْهِمْ لَعْنَةَ اللَّهِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعِينَ
جزاى ايشان آنست كه بر ايشان باد لعنت خدا و لعنت ملائكه و لعنت جميع مردمان
خالِدِينَ فِيها
در حالتى كه جاويد باشند در آن لعنت كه دورى از رحمت الهى است
لا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ
تخفيف داده نشود از ايشان عذاب دوزخ
وَ لا هُمْ يُنْظَرُونَ
و نباشند ايشان كه مهلت داده شوند در عذاب بوقتى دون وقتى .
إِلَّا الَّذِينَ تابُوا
مگر آنان كه باز گردند از كفر
مِنْ بَعْدِ ذلِكَ
از پس ارتداد