مردمان ، و اگر خطاى كاتبان و وهم مردمان در قرآن نميبود هيچ احدى را ميسر نبود كه رد آيات و حروف قرآنى توانند كرد و بحث بر آن توانند نمود ، و اين رد و بحث به جهت خطا و تحريفى است كه در قرآن واقع شده ، و اين آيه را چنانچه تو خواندى وهم است بجاى
وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ
« و لا خذ اللَّه ميثاق النبيين » بخوان كه حق تعالى اين آيه را اينچنين نازل كرده نه چنانچه تو خواندى .
پوشيده نماند كه و « لا خذ اللَّه » مصدّر بلام ابتدايى كه موجب تأكيد است دافع بحث حبيب نيست و بحث او وارد است خواه « و اذا اخذ اللَّه » باشد و خواه « و لا خذ اللَّه » و بخاطر ناقص كاتب الحروف ميرسد كه درين حديث سهوى از ناسخ واقع شده باشد ، و حديث اينچنين باشد كه « فاقرأها و لا خذ اللَّه ميثاق امم النبيين » چنانچه حديث حضرت صادق عليه السّلام مؤيد اينست و قبل ازين مذكور شد ، و از اينست كه حضرت بعد ازين فرمود كه : اى حبيب پس به خدا قسم كه وفا نكردند بعهد هيچ امتى از امم كه قبل از موسى بودند .
و بعضى در توجيه حديث به اين چنين گفتهاند كه : امام عليه السّلام قبل از تعرض از جواب سؤال حبيب اشارت كرد بتحريفى كه درين آيه واقع شده و بعد ازين بقول خود كه فرمود :
« يا حبيب فو اللَّه ما وفت امة من الامم »
تا آخر اشارت بجواب سؤال حبيب كرد به اين قسم كه مراد درين آيه از اخذ عهد بر انبيا اخذ عهد است بر امم انبيا يا اخذ عهد است بر انبيا برين وجه كه ايشان عهد از امم خود بگيرند كه ايمان به پيغمبرى كه بعد از او مىآيد بيارند و نصرت او كنند ليكن به خدا قسم كه امم انبياء ما تقدم وفا بعهد خود نكردند . اللَّه اعلم بحقائق كلمات اوليائه .
قالَ
گفت خداى تعالى مر انبيا را در دنيا بعد از عرض ميثاق
أَ أَقْرَرْتُمْ
آيا اقرار كرديد شما
وَ أَخَذْتُمْ
و فرا گرفتيد
عَلى ذلِكُمْ
بر آنچه گفتم شما را
إِصْرِي
عهد مرا ؟
قالُوا
گفتند ايشان كه :
أَقْرَرْنا
اقرار كرديم و قبول عهد ميثاق نموديم
قالَ
گفت خداى تعالى مر ملائكه را :
فَاشْهَدُوا
و گواه باشيد به اين ميثاق
وَ أَنَا مَعَكُمْ