مِنَ الشَّاهِدِينَ
و من نيز با شما از جملهء گواهانم . اين تفسير موافق روايت على بن ابراهيم است و عبارت روايت على بن ابراهيم اينچنين است كه
« ثم قال لهم فى الدنيا أقررتم و و اخذتم على ذلكم اصرى اى عهدى ؟ قالوا للَّه : اقررنا قال اللَّه للملائكة : اشهدوا و أنا معكم من الشاهدين »
و در بعضى روايات آمده كه حق تعالى چون بانبيا و امم ايشان گفت كه آيا اقرار كرديد بر عهد من ايشان ؟ گفتند : آرى ، بعد ازين خداى تعالى انبيا را گفت كه : شما برين معنى شاهد باشيد بر امم خود كه من نيز از جملهء شاهدانم .
فَمَنْ تَوَلَّى
پس هر كه برگردد از ايمان و نصرت مذكور
بَعْدَ ذلِكَ
پس از عهد و ميثاق
فَأُولئِكَ
پس اين جماعتى كه اعراض از ايمان كنند
هُمُ الْفاسِقُونَ
ايشانند از حد شرع در گذرندگان .
أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ
پس آيا ايشان غير دين خدا را طلب ميكنند « غير » مفعول « يبغون » است كه مقدم شده بر آن
وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
و حال آنكه مر خداى را تابع و منقاد شدند در روز ميثاق هر كه در آسمانها و زمين است
طَوْعاً
از روى رغبت
وَ كَرْهاً
از روى نفرت ، يعنى اصحاب يمين يوم الذّر از روى طوع منقاد امر الهى شدند و اصحاب شمال از روى كراهت چنانچه از حديث حضرت صادق عليه السّلام مستفاد ميگردد و رفاعة بن موسى روايت كند كه چون حضرت صادق عليه السّلام آيهء «
وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ
» را خواند فرمود
« اذا قام القائم عليه السّلام لا تبقى ارض الا نودى فيها شهادة ان لا إله اللَّه و انّ محمدا رسول اللَّه »
پس همه ايمان آوردند يا از روى خواهش و يا از خوف شمشير آن حضرت
وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ
بسوى جزاى خداى تعالى باز گردانيده خواهند شد ، هم مطيعين و هم مكرهين .
قُلْ
بگو اى محمد :
آمَنَّا بِاللَّهِ
تصديق كرديم ما بخداى تعالى
ما أُنْزِلَ عَلَيْنا
به آنچه فرو فرستاده شده بر ما كه آن قرآنست
وَ ما أُنْزِلَ عَلى إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ
و به آنچه نازل گردانيده شده بر ابراهيم و دو پسر او كه اسماعيل