ساخته ، و محمد بن مسعود عياشى از محمد بن قيس روايت كرده كه حضرت ابى جعفر الباقر عليه السّلام فرمودند :
« لا رهن الا مقبوضا »
و بعضى بر آنند كه شرط نيست از جهت عدم اشتراط ، و استدلال به آيه مبنى است بر آنكه مفهوم صفت معتبر باشد ، و حال آنكه مفهوم صفت نزد محققان علماء اصول اعتبار ندارد ، و گفتهاند كه راوى حديث محمد ابن قيس مجهول الحال است . اللَّه اعلم بحقائق الحال ، و تقييد رهن به حالت سفر و عدم وجود كاتب بنا بر آنست كه احتياج برهن درين صورت ابلغ ( اغلب ) است ، و الا اخذ رهن جايز است در حضر و با وجود كاتب ، گفتهاند كه به صحت رسيده كه پيغمبر صلوات اللَّه عليه و آله در حضر زرهء خود را نزد يهوديى برهن گذاشت .
فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضاً
پس اگر ايمن باشند بعضى شما از بعضى ديگر در اداء دين و احتياج برهن نداشته باشيد
فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ
پس بايد كه ادا كند آن كس كه امين شمرده شده است امانت او را يعنى دين او را كه بمنزلهء امانت است
وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ
و بايد كه بپرهيزد از عذاب خداى تعالى كه پروردگار اوست .
وَ لا تَكْتُمُوا الشَّهادَةَ
و مپوشانيد اى شاهدان گواهى حق را
وَ مَنْ يَكْتُمْها
و هر كس كه بپوشاند شهادت حق را
فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ
پس بدرستى كه شأن اينست كه گنهكار است دل او ، و توصيف قلب باثم از جهت مبالغه است در اثم ، زيرا كه دل رئيس اعضا است ، پس اثم او متضمن باقى اعضا باشد ، و شك نيست كه اثمى كه متضمن اثم جمع اعضا باشد اقوى و اشد خواهد بود
وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ
و خداى تعالى بدانچه ميكنيد شما از كتمان شهادت و اظهار آن داناست .
لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ
مر خداى تعالى راست آنچه در آسمانهاست و در زمينست و مالك و فرمانفرماى همه اوست .
وَ إِنْ تُبْدُوا ما فِي أَنْفُسِكُمْ
و اگر آشكارا كنيد آن چه را كه در نفسهاى شما است از خيرات و شرور
أَوْ تُخْفُوهُ
و پنهان داريد ، سواى وسوسه و حديث نفس كه در