بما بعد خود باشد و مآل هر دو يكيست .
وَ لْيُمْلِلِ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ
و بايد كه اقرار نمايد پيش كاتب آن كس كه بر ذمهء وى است حق تا معلوم كاتب شود
وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ
و بايد كه بترسد اقرار كننده يا كاتب از غضب خداى تعالى كه پروردگار اوست
وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً
و كم نكند در وقت اقرار يا در وقت كتابت چيزى از حق را .
فَإِنْ كانَ الَّذِي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفِيهاً أَوْ ضَعِيفاً
پس اگر باشد آن كسى را كه بر اوست حق سفيه يا ضعيف ، و بعضى روايات واقع شده كه مراد از سفيه شارب خمر است ، و از ضعيف كسى كه يكى را به دو بخرد ، چنانچه محمد بن مسعود عياشى روايت كرده كه
« قال الصادق عليه السّلام : السفيه الشارب الخمر ، و الضعيف الذى يأخذ واحدا باثنين »
و در تهذيب الاحكام از آن حضرت روايت كرده كه
« السفيه الذى يشترى الدرهم باضعافه و الضعيف الأبله »
أَوْ لا يَسْتَطِيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ
يا استطاعت و توانايى نداشته باشد اينكه اقرار كند او بواسطهء نقصان در خلقت كه مثلا لال باشد
فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ
پس بايد كه اقرار كند ولىّ و وكيل او براستى .
وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ
و گواه گيريد بر معاملهء خود و گواه از مردان خود يعنى از مسلمانان ، خواه آزاد باشد و خواه بنده
فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ
پس اگر يافت نشود بواسطهء گواه دو مرد
فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ
پس بايد كه گواه يك مرد و دو زن باشد
مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ
از آن كسانى كه پسند نمائيد شما از گواهان بواسطهء كمال دين و ديانت ايشان . و
فى الحديث « قوله :
مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ
، يعنى ممن ترضون دينه و أمانته و صلاحه و عفته و تيقظّه فيهما يشهد به »
أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما
علت اختيار دو زن است در شهادت بجاى يك مرد ، و كلمهء « ان » ناصبه است ، و تقدير كلام چنين است كه « لاجل ارادة ان تضل احداهما » يعنى گردانيده شده دو زن بمنزلهء يك مرد از جهت ارادهء آنكه چون فراموش كند يكى از آن دو زن بواسطهء نقصان عقل و غلبهء نسيان كه در جبلت