او
وَ رُسُلِهِ
و برسولان او ، بنا برين ترجمه « و المؤمنون » مبتداست و «
كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ
» بتقدير « و كلهم آمن باللّه » تا آخر ، خبر آنست
لا نُفَرِّقُ
اى يقولون : لا نفرّق ، يعنى ميگويند مؤمنين كه : جدا نميكنم ما
بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ
ميان هيچ يك از رسولان و ، به اين معنى كه ما به همه ايمان مىآوريم نه آنكه ببعضى ايمان بياوريم و بعضى را تكذيب كنيم .
وَ قالُوا سَمِعْنا وَ أَطَعْنا
و گفتند : شنيديم قول خداى تعالى را و اطاعت كرديم حكم او را
غُفْرانَكَ رَبَّنا
اى نطلب غفرانك يا ربنا ، يعنى طلب ميكنيم ما آمرزش ترا أى پروردگار ما
وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ
و بسوى جزاى تست بازگشت همه در روز قيامت و اين اقراريست از ايشان بروز بعث .
لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها
تكليف نكند خداى تعالى هيچ نفسى را مگر به مقدار وسع و طاقت آن ، اين آيت دليل است بر عدم وقوع تكليف ما لا يطاق و اما عدم جواز آن از دليل ديگر معلوم مىشود
لَها ما كَسَبَتْ
مر آن نفس راست انتفاع از آن چه كسب كرده از خيرات
وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ
و بر اوست آن چه به خواهش خود بجد تمام كسب آن كرده از شرور ، پس لام « لها » براى انتفاع و « على » در « عليها » براى ضرر است .
مخفى نماند كه كسب تحصيل امرى است بهر وجهى كه باشد ، و اكتساب تحصيل آنست با اعتماد و مبالغه ، و ذكر كسب در جانب خير و اكتساب در جانب شر تنبيه است بر لطف خداى تعالى بر عباد زيرا كه اثبات ثواب بر عمل خير كرده بهر وجهى كه كسب آن كنند ، و در جانب شر اثبات عقاب نموده وقتى كه بتعمل و مبالغه تحصيل آن نمايند ، و ميتوان گفت كه : چون شرّ از مشتهيات نفس است كه « ان الانسان حريص على ما منع » پس در تحصيل آن جد و جهد تمام به كار ميبرد بخلاف خير بنا برين در خير كسب و در شر اكتساب آورده ، اللَّه اعلم بنكات كلامه و ميگويند :
رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا
اى پروردگار ما ! مؤاخذه مكن