تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣
ما را
إِنْ نَسِينا
اگر فراموش كرده باشيم حكمى را
أَوْ أَخْطَأْنا
يا خطا كرده باشيم و بواسطهء قلت مبالات تفريط در حكمى از احكام نموده باشيم ، فى كتاب الاحتجاج عن النبى صلى اللَّه عليه و آله قال اللَّه عز و جل : لست اؤاخذ امتك بالنسيان و الخطاء لكرامتك علىّ و كانت الامم السالفة اذا نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبواب العذاب ، و قد رفعت ذلك على امتك و بعضى نسيان را بمعنى مطلق ترك گرفته‌اند و آيه را اين چنين معنى گفته‌اند كه مؤاخذه مكن ما را اگر ترك كرده باشيم فعلى از طاعات را و يا مرتكب خطيئه و گناهى شده باشيم
رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً
اى پروردگار ما و بار مكن بر ما بار گران را ، به اين معنى كه متحمل مگردان ما را بتكاليف شاقه
كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا
چنانچه بار كردى بر آن جماعتى كه بودند پيش از ما ، مانند بنى اسرائيل كه در شرع ايشان مقرر بود كه اگر قطرهء بولى به بدن ايشان ميرسيد ازالهء نجاست آن به آب جايز نبود ، بلكه ميبايست گوشت بدن را بمقراض جدا كنند روى فى الصحيح عن الصادق عليه السّلام انهم كانوا اذا أصاب أحدهم قطرة بول قرضوا لحومهم بالمقاريض و موضع نجاست را كه قطع ميكرده‌اند ما عداى مخرج بول و ميسر به براز بوده است كه آن هر دو محل استنجاست ، و نيز بر ايشان هر روز و شب پنجاه ركعت نماز واجب بوده ، و در زكات صرف ربع مال مينموده‌اند
رَبَّنا
اى پروردگار ما
وَ لا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ
و بار مكن ما را به آن چيزى كه طاقت و توانايى نيست ما را كشيدن آن از بلاهاى عظيمه و محنتهاى شديده ، و اين كلام مطابق آنست كه در عرف و عادت بعد از نزول بلائى و عقوبتى ميگويند كه : احدى را تاب توانايى كشيدن آن نيست ، و در واقع جمعى متحمل آن ميشوند ، بنا برين مراد از اين تكليف بما لا يطاق نيست ، و بعضى گفته‌اند كه : مراد آنست كه ما را تكليف بما لا يطاق مگردان و گفته اند كه : اين آيت دلالت دارد بر جواز تكليف بما لا يطاق و اگر نه اينچنين بودى سؤال از تخلص از آن نمينمودند
وَ اعْفُ عَنَّا
و درگذر از گناهان ما
وَ اغْفِرْ لَنا
و بپوشان