و احتمال دارد كه مبنى للمفعول باشد ، و بنا بر اين معنى چنين است كه بايد كه ضرر رسانيده نشوند كاتب و شاهد در طلب كتابت و شهادت ، به اين قسم كه مانع ايشان شوند بواسطهء كتابت و گواهى ، از ساختن امرى كه تعجيل در آن ضرور باشد و از اينجهت ضرر بايشان رسد ، و يا آنكه حق الجعالهء كاتب را ندهند .
وَ إِنْ تَفْعَلُوا
و اگر بكنيد يكى ازين عملها را كه نهى بر آن تعلق گرفته
فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ
پس آن فسقى است و خروج از طاعتيست كه تعلق گرفته بشما ، و ازين جهت معاقب خواهيد بود
وَ اتَّقُوا اللَّهَ
و پرهيز كنيد از عقوبت خداى تعالى
وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ
و مىآموزاند شما را خداى تعالى احكام شرعيه و مسائل دينيهء شما را كه متضمن بسيارى از حكم و مصالح است
وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ
و خداى تعالى به همه چيز داناست .
تكرير لفظ « اللَّه » در جمل ثلاثه به جهت زيادتى تعظيم است ، و اشارتست بر اينكه تلفظ به اين اسم سامى موجب ترتب ثواب جزيل است ، و بعضى از اكابر آن را اسم اعظم ميدانند .
و ازين آيت احكام بسيار منتزع ميگردد و على بن ابراهيم گفته كه : در تمام سورهء بقره پانصد حكم است و درين آيه تنها پانزده حكم ، و ظاهر اينست كه از پانزده نيز متجاوز باشد چنانچه بعضى مشايخ ما تصريح كردهاند .
وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِباً
و اگر باشيد شما اى اهل ايمان بر حالت سفر و نيابيد نويسندهاى كه معاملات شما را بقيد كتابت در آورد
فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ
جزاى شرط مذكور است بتقدير مبتدا ، اى فما يوثق به الدين رهان مقبوضة ، يعنى پس آنچه محكم گردانيده شود بسبب آن دين بجاى كتابت و گواه ، گروها است كه گرفته شود از كسى كه دين در ذمهء اوست ، رهان جمع رهن است و رهن مصدر بمعنى مفعول است يعنى مرهون ، و آن مالى است كه محكم گردانند به آن دين را تا آنكه مؤدّى شود و خلافست در اينكه در صحت رهن ، قبض مرتهن مرهون را شرط است يا شرط نيست اكثر اصحاب ما بر آنند كه شرطست ، زيرا كه حق تعالى در اين آيت رهن را مقيد بقبض