تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
جسمانى نكنند .
وَ انْظُرْ إِلَى الْعِظامِ كَيْفَ نُنْشِزُها
و نظر كن بسوى استخوانهاى خود و حمار خود كه چگونه تركيب ميكنيم بعضى از آن استخوانها را بر بعضى ديگر
ثُمَّ نَكْسُوها لَحْماً
پس ميپوشانيم اين استخوانها را گوشت و در اعراب « كيف ننشزها » گفته‌اند كه : كيف منصوبست به ننشزها ، و اين جمله حال است از « عظام » و تقدير كلام چنين است « و انظر الى العظام محياة » يعنى نگاه كن بسوى اين استخوانها حالكونى كه آنها زنده شونده‌اند .
فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ
أى فلما تبين له قدرة اللَّه تعالى بمشاهدة هذه الامور ، يعنى پس چون ظاهر شد براى آن پيغمبر قدرت خداى تعالى بديدن اين امور
قالَ أَعْلَمُ
گفت : ميدانم من بعيان چنانچه قبل از اين باستدلال دانسته بودم
أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
اينكه خداى تعالى بر همهء چيزها از احياء موتى و غير آن قادر و تواناست . مجمل آنكه على بن ابراهيم رحمه اللَّه تعالى در تفسير آيهء «
أَوْ كَالَّذِي مَرَّ عَلى قَرْيَةٍ وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
» از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده اينست كه : چون بنى اسرائيل از حكم الهى شروع بسركشى كردند و مرتكب معاصى شدند حق تعالى به ارمياء پيغمبر وحى فرستاد كه بدترين خلايق را از روى مولد و مطعم مسلط بر بنى اسرائيل خواهم گردانيد ، ارميا گفت : بار خدايا آن بدترين خلايق در كدام موضع مىباشد تا من نزد او رفته امان نامه از او بگيرم ؟ برو وحى آمد كه در فلان موضع مىباشد . پس ارميا در آنجا رفت و كاروانسرايى ديد كه در ميان آن مزبله‌ايست و شخصى كه به مرض زمانت و زمين گيرى مبتلا بود در آن مزبله افتاده ، و مادر او از زنا پارچهء نانى بهم مىرساند و آن را بشير خوك تر ميسازند و به او ميدهد كه تا غذاء خود كند ، ارميا گفت : آن شخص كه خداى تعالى فرموده همين شخص خواهد بود نزد او رفت و از نام او پرسيد گفت نام من بخت نصّر است . صاحب قاموس گفته كه « نصر » بتشديد « صاد » بر وزن « بقّم »