تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 257

مساهمون:

ص٢٥٧
و زخارف دنيوى او را بر سر تكبر آورده با ابراهيم عليه السّلام در مقام مجادله و خصومت در آمده ، بعضى ملك را حمل بسلطنت و پادشاهى كرده‌اند و گفته‌اند كه : اين آيه حجت است بر معتزله كه ميگويند كه خداى تعالى سلطنت و رياست خلق را بكافران نميدهد و ميتواند كه مراد از «
آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ
» اقدار و تمكين حق تعالى باشد مر نمرود را در أمر سلطنت ، و در اينمعنى كسى را نزاعى نيست تا انكار آن توان كرد در تفسير عياشى از ابو بكر حضرمى روايت كرده كه من به خدمت حضرت صادق عليه السّلام گفتم كه محمد بن سعيد را اعتقاد اينست كه سلطنت هشام « 1 » از جانب اللَّه نيست حضرت فرمود : « ويله أما علم أن اللَّه جعل لادم دولة و لابليس دولة » و ابو القاسم مفسر بلخى ضمير « أن آتاه » را راجع بابراهيم دانسته ، بنا برين معنى چنين است كه مجادله كرد نمرود در باب رب ابراهيم به جهت آنكه داده بود پروردگار ابراهيم بابراهيم ملك نبوت و رسالت را . خلافست ميان اهل تفسير كه اين محاجه و مجادله قبل از القاء حضرت ابراهيم عليه السّلام در آتش بوده يا بعد از القاء از حضرت صادق عليه السّلام مرويست كه بعد از القاء بوده و فى روضة الكافى عن أبى عبد اللَّه عليه السّلام قال : « خالف ابراهيم قومه و عاب آلهتهم حتى ادخل على نمرود فخاصمهم » ازينحديث ظاهر مىشود كه اول محاجه و مخاصمه بفعل آمده و بعد از آن القاء در نار .
إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ
متعلق است بقول خداى تعالى كه فرموده «
حَاجَّ إِبْراهِيمَ فِي رَبِّهِ
» يعنى مجادله با ابراهيم و سؤال از رب ابراهيم نمود وقتى كه ابراهيم در جواب او گفت :
رَبِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ
پروردگار من آن كامل الذاتى است كه زنده مىكند و ميكشد
قالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ
گفت نمرود كه : من هم زنده ميكنم بعفو از قتل ، و ميكشم بقتل . مرويست كه درين وقت ابراهيم به او گفت كه : اگر در احياء اموات صادقى آن كس
هامش
( 1 ) - مقصود هشام بن عبد الملك است .
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى ) — صفحة 257 | مير جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / سيد جلال الدين حسينى ارموى (محدث) / بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي